تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 475

مساهمون:

ص٤٧٥
معصومين است كه باوجود آنكه در بكاء بر حضرت و ذكر مصائبشان تقيّه نمىكردند ، هيچگاه در هيچ روايتى از ايشان نقل نشده كه به جهت عزاى آن حضرت سياه پوشيده باشند و در هيچ روايتى اصحاب را تشويق به سياه‌پوشى ننموده‌اند ، با آنكه رنگ سياه در عرب نيز نشانه عزا بوده است . « 1 » آرى ، در برخى روايات آمده است كه زنان بنىهاشم در سال شهادت حضرت سيّدالشّهداء عليه‌السّلام لباس سياه بر تن نمودند . در محاسن به سند خود روايت نموده است كه : لَمّا قُتِلَ الحُسَين‌ُبن‌ُعَلىٍّ عليهماالسَّلامُ لَبِسنَ نِسآءُ بَنىهاشِمٍ السَّوادَ و المُسوحَ و كُنَّ لايَشتَكينَ مِن حَرٍّ و لابَردٍ ، و كانَ عَلِىُّبن‌ُالحُسَينِ عَلَيه‌ِالسَّلامُ يَعمَلُ لَهُنَّ الطَّعامَ لِلمَأْتَمِ . « 2 » را مىخواندند و ميفرمودند : اين آيه شريفه اطلاق دارد و بر اين أساس انسان بايد تمام امور خود را أعمّ از دنيوى و اخروى ، با سنّت آن حضرت سنجيده و منطبق نمايد و در هيچ أمرى چيزى را برتر و بهتر از آن نشمارد و خودشان نيز كاملًا بر أساس همين ملاك عمل مىكردند . از آنجا كه بسيارى از سنن شرعيّه در اين زمان مغفول گشته و آداب و سنن غيراسلامى جانشين آن شده است ، حقير در اين بخش به برخى از سننى كه « هنگامى كه حضرت حسين‌بن‌على عليهماالسّلام كشته شدند ، زنان بنى هاشم لباس‌هاى سياه و عزا به تن كردند و از شدّت مصيبت به سرما و گرما اعتناء نمىكردند و حضرت امام سجّاد عليه‌السّلام براى ايشان در اين عزا غذا تهيّه ميفرمودند . » ظاهر اين روايت اينست كه حضرت سجّاد عليه‌السّلام لباس سياه
هامش
( 1 ) . سياه‌پوشى در مصيبت ، از رسوم مشهور عرب بوده كه اسلام از آن منع فرموده است . در كافى در باب صفة مبايعة النبىّ صلّى الله عليه وآله وسلّم للنساء روايت مىكند كه : يكى از عهدهائى كه آن حضرت از زنان در هنگام بيعت مىگرفتند آن بود كه در عزادارى سياه نپوشند . عِدَّةٌ مِن أَصحابِنا عن أَحمَدَبن‌ِمحمَّدٍ عن عُثمان‌َبن‌عيسى عن أَبىأَيّوبَ الخَزّاز عن رجلٍ عن أبىعَبدِاللَهِ عليه‌السّلام فى قَولِ اللهِ عزّوجلّ : وَ لَايَعْصينَكَ فى مَعروفٍ ؛ قالَ : المَعروفُ أَن لايَشقُقنَ جَيبًا و لايَلطِمنَ خَدًا و لايَدعونَ وَيلًا و لايَتَخَلَّفنَ عِندَ قَبرٍ و لايُسَوِّدنَ ثَوبًا و لايَنشُرنَ شَعرًا . ( كافى ، ج 5 ، ص 526 و 527 ) ( 2 ) . محاسن برقى ، ج 2 ، ص 420 .