تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 294

مساهمون:

ص٢٩٤
يك مدّ آب و غسل با يك صاع انجام شود و در آينده اقوامى خواهند آمد كه اين مقدار آب را براى وضوء و غسل كم مىشمرند . اين افراد بر خلاف سنّت من عمل مىكنند و هر كسى كه بر سنّت من پايدار باشد با من در عالم قدس همنشين خواهد بود . » « 1 »
هامش
( 1 ) . استحباب غسل با يك صاع و وضوء با يك مُدّ مورد قبول مشهور قريب به اجماع فقهاى شيعه است . ظاهر اين‌است‌كه منظور از استحباب وضوگرفتن با يك مدّ ، انجام مجموع وضوء است ، أعمّ از واجبات و مستحبّات وضوء ؛ همچون شستن دستها قبل از وضوء و سه بار مضمضه و سه بار استنشاق ( هر بار با يك كف آب ) و خوب شستن صورت و دستها در وضوء هر كدام دو مرتبه . مرحوم سيّد در عروه ميفرمايد : الإسراف فى ماء الوضوء مكروه ، لكنّ الإسباغ مستحبّ ، و قد مرّ أنّه يستحبّ أن‌يكون ماء الوضوء به مقدار مدّ ، و الظاهر أنّ ذلك لتمام ما يصرف فيه من أفعاله و مقدّماته من المضمضة و الاستنشاق و غسل اليدين . ( العروةالوثقى ، ج 1 ، ص 377 ) آنچه در اين بحث مهمّ است ، تعيين مقدار صاع و مدّى است كه وضوگرفتن با آن مستحب مىباشد . مشهور ميان فقهاى بعد از عصر صفويه اين‌است‌كه صاع ششصدوچهارده مثقال و يك چهارم مثقال و مدّ يك چهارم آن و معادل صدوپنجاه‌وسه‌ونيم مثقال و يك‌ونيم نخود مىباشد كه چون هر مثقال صيرفى تقريبا 4 / 7 گرم است ، هر صاع قريب به دو كيلو و نهصد گرم و هر مدّ قريب به هفتصدوبيست‌وپنج گرم مىباشد . مرحوم سيّد در عروه در فصل مستحبّات وضوء ميفرمايد : الأوّل : أن‌يكون بمدّ و هو ربع الصاع و هو ستّمائة و أربعةعشر مثقالًا و ربع مثقال ، فالمدّ مائة و خمسون مثقالًا و ثلاثة مثاقيل و نصف مثقال و حمّصة و نصف . ( العروةالوثقى ، ج 1 ، ص 350 ) ولى طبق تحقيقات جمعى از متأخرين اين محاسبه صحيح نيست . در اينجا مناسب است در طىّ چند مطلب توضيحاتى پيرامون اين امر بيان شود ؛ بحول الله و قوّته : مطلب اوّل : از روايات و كتب لغت و تاريخ به دست مىآيد كه صاع و مدّ دو پيمانه و كَيل بوده است و يك مدّ گندم را مساوى با حجم دو كف دست انسان در كنار هم و صاع را