آرى :
1 . من كسى هستم كه هواى او را دارم ، و كسى كه هواى او را دارم من است ؛ ما دو روح مىباشيم كه در يك بدن وارد شدهايم .
2 . پس هنگاميكه تو مرا ببينى او را ديدهاى ، و هنگاميكه او را ببينى ما را ديدار كردهاى !
از صداى سخن عشق نديدم خوشتر * يادگارى كه در اين گنبد دوّار بماند
آرى چه خوب گفته است :
عاشق شو ار نه روزى كار جهان سرآيد * ناخوانده درس مقصود از كارگاه هستى
دوستان و اهل بيت و فرزندان همه سالم هستند و به شما و اهلبيت شما و همهء متعلّقين شما سلام مىرسانند . اميد است كه در اوقات نمازهايتان و هنگام خلوات ، ما را از دعا فراموش نكنيد .
1 . پس به ياد ما باشيد ، همانطور كه ما به ياد شما هستيم . چه بسا ياد نمودنهائى كه افراد دور را نزديك سازد .
2 . و به ياد آريد عاشقى را كه چون به آواز فراق مترنّم شد ، اشك چشم نوشيد و ظرف آب را رها كرد .
اى معبود من ! و اى آقا و مولاى من ! قلوب ما را با ياد خودت آباد ساز ! و دلهاى ما را از عشق خود سرشار كن ! و ذات ما را با فناء در ذات خودت و مقام عزّتت ، محو و نيست بفرما ! و از ما اثرى در دار هستى ، نه در عالم طبع و نه مثال و نه عقل و نه بالاتر از آن باقى نگذار ! به عزّتت اى عزيز .
سيّد محمّدحسين الحسينىّ الطّهرانىّ
24 رجب / 96 قمريه