تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 198

مساهمون:

ص١٩٨
برادرم ! نامه‌ات را تحويل گرفتم و اظهار محبّت و اخلاصى كه در آن بود را مشاهده نمودم ؛ گويا صبر شما لبريز شده و تحمّلتان تمام شده است . مگر قرائت نكرده‌اى :
حَتَّى إِذَا اسْتَيْأَسَ الرُّسُلُ وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ قَدْ كُذِبُوا جاءَهُمْ نَصْرُنا
. « تا چون كه رسولان نوميد گشتند و مردم پنداشتند كه وعدهء عذاب به أنبياء دروغ بوده است ، نصرت و يارى ما به آنها رسيد . » مگر نخوانده‌اى آنچه را كه آن عارف فرمود : 1 . آنچه از رنج و محنت در طريق محبّت به اين عاشق دلسوخته مىرسد ، همه را عطايى از حضرت دوست ميدانم ، و حقّاً عزم راستين و عهد من در وفاى به تو ، از اينكه با اين سيل بلا سست و گشوده شود ايمن است . 2 . و در طريق عشق هر اذيّت و آزارى كه از تو و عشق تو به من رسد و آن را بر من روا دارى ، در عوض گلايه و شكوه ، شاكر و سپاسگذار تو هستم . 3 . در راه محبّت تو صفا و خوشى كجاست ؟ دور است زندگانى عاشق صادق از زندگى بدون رنج و تعب و چگونه ممكن است كه طالب لقاء حضرت دوست با آسايش و راحتى به مطلوب خود برسد در حالى كه جنّات عدن كه بارها از مقام لقاء پايين تر است در بين مكاره و محن جاى گرفته است ! 4 . قسم به عهد سابقى كه با تو بستم كه هيچگاه نقض نشد . و قسم به عهدى كه بعداً با تو بستم كه برتر از آن بود كه كوچكترين فتور و سستى در آن حادث شود . آگاه باش كه بلاء به حسب مراتب ايمان بين بندگان تقسيم شده است . و آنكه بلاى او از همه بيشتر است انبيائند و در مرتبهء بعد اولياء و سپس گروههاى ديگر به ميزان قربى كه به اين دو گروه دارند ؛
إِنَّما يُوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَيْرِ حِسابٍ
. « جز اين نيست كه اجر صبركنندگان به تمام و كمال و بىحساب به آنها داده مىشود . »