تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آيت نور (يادنامه عارف بالله حضرت علامه آية الله حاج سيد محمد حسين حسينى طهرانى) — صفحة 75

مساهمون:

ص٧٥
( اين جمله را آقا ميرزا نجم الدّين به عموى ما گفت . ) عموى ما هر چه فكر كرد چيزى به نظرش نرسيد ، تا فرداى آن روز كه در منزل ما آمدند گفتند : معنى خواب را پيدا كردم . من سىسال است عادتم اين است كه پس از نماز مغرب و عشاء دو ركعت نماز والدين ميخوانم و ثوابش را به روح پدر و مادرم هديّه ميكنم ؛ چند شب است كه بواسطه پذيرائى از واردين نتوانستم بخوانم ؛ و اينك مادرم به خواب آقا ميرزا نجم الدّين آمده و از من گلايه نفرستادن غذاى ملكوتى خود را مىكند . آقا ميرزا نجم الدّين ساكن سامرّاء و تازه وارد به طهران و عموى ما ساكن طهران بوده و أبداً آقا ميرزا نجم الدّين از اين عمل عموى ما مطّلع نبوده است ؛ و اين خواب موجب تعجّب همه حضّار شد . « 1 » »

رحلت و مدفن

بارى ، آية الله آقا ميرزا محمّد طهرانى در سال 1371 هجرى قمرى پس از عمرى تلاش علمى و عملى و بجاى گذاشتن آثارى ارزشمند در سنّ نود سالگى لباس بدن را خلع و روحش به ملكوت أعلى پر گشود و پيكر مطهّرش در حرم مطهّر عسكريّين سلام الله عليهما در رواق شرقى به خاك سپرده شد . « 2 » رحمة الله عليه رحمةً واسعةً . حضرت آقا همواره به ايشان با ديده احترام مىنگريستند و لذا در همان سفرى كه ايشان در 85 سالگى براى زيارت حضرت امام علىّ بن موسى الرّضا عليه آلاف التّحيّة و الثّنآء به ايران آمده بودند در معيّت ايشان به مشهد الرّضا مشرّف و در همان جا بدست ايشان عمامه گذارى نموده و به لباس علم و تقوا مخلّع گرديدند كه در خطّ سير زندگيشان به اين مطلب اشاره خواهيم كرد ، إن شآء الله .
هامش
( 1 ) « معاد شناسى » ج 3 ، ص 198 ( 2 ) « جُنگ خطّى 7 » ص 161 ؛ و « جنگ خطّى 19 » ص 88 و 89