فِى إيمَانِهِ زِيدَ فِى بَلآئِهِ « 1 » « . مؤمن و بلاء و مصيبت چون دو كفّه ترازو هستند ، هر چقدر ايمان او زياد شود بلاياى او نيز زياد ميگردد . »
روشن است كه كاملين از اولياء الهى در اين وادى نيز پيشگام بوده و در مدّت عمر شريف خود به تناوب از نعمت شدائد و ابتلائات الهى برخوردار بودهاند ، ولى به جهت كتمان أسرار كمتر از اين گونه حالات خود بيان فرمودهاند .
و اگر گاهگاهى به شدائد و مشكلات خود اشارهاى نمودهاند به جهت بيان حقائقى است كه به كار ديگران مىآيد و باعث تنبّه و بيدارى آنان ميگردد .
حضرت آقا رضوان الله عليه نيز در دوران عمر پر بركتشان با ابتلائات و شدائد متعدّدى مواجه بودهاند ؛ از جمله عارضههاى بسيار سخت جسمانى كه همچون سائر ابتلائاتشان در مسير رشد و كمال ، و سراسر عشقبازى با حضرت حقّ بوده است . گرچه ايشان مانند سائر اولياء الهى به مقتضاى تمكّن در مقام عبوديّت محضه ، هرگز اين گونه موارد را براى خويش بعنوان ترفيع درجه و رشد و تعالى به حساب نمىآوردند .
در اين مجال به دو نمونه از عارضههاى بسيار سنگين ايشان از قلم نورانى خودشان اشاره مىكنيم . اوّلين نمونه ، حاوى درسهاى بسيار ارزنده بوده و نشانهاى روشن بر پايمردى آن رجل الهى بر ارزشهاى اسلامى و تصلّب در دين و ارادت تامّ و تمام به ساحت مقدّس معصومين سلام الله عليهم أجمعين مىباشد كه با هم مرور مىكنيم :
« . . . قبل از ظهر روز شنبه بيست و دوّم شهر جمادى الاولى سنه 1404 هجريّه قمريّه دردى در طرف راست شكم توأم با لرز و استفراغ براى بنده پيدا شد و يكى دو روز ادامه داشت . كم كم زردى در بدن و صورت و چشمها
هامش
( 1 ) همان مصدر ، ج 67 ، ص 210 ، ح 13