در منابر خود صرفنظر مىنمودند ، چرا كه از سوئى مورد تعرّض حكومت شوم طاغوت مىشدند و از سوى ديگر توسّط مدّعيان علم و حوزويان ظاهرى مورد تعريض قرار گرفته و با اتّهام بىسوادى و كمسوادى و سياسى كارى هجو مىشدند و پايگاه اجتماعى خود را دستخوش تهاجم ميديدند .
ولى حضرت آقا با بصيرتى كامل و شجاعتى كم نظير ، هم به خوبى مطالب را مىيافتند و هم آن را در منابر خود مطرح ساخته و مردم را نه فقط در باب علم و معرفت و طرح مباحث عقيدتى و كلامى بهرهمند مىساختند ، و نه تنها در قالب موعظه و نصيحت به هدايت و رشد كشانده و به تهذيب نفس و تزكيه جان دعوت ميكردند ؛ بلكه بطور همزمان عميقترين جريانات سياسى داخل و خارج كشور را براى روشن ساختن اذهان مردم مطرح نموده نگرش صحيح الهى را به مخاطبان خود تفهيم مىنمودند . خود در اين زمينه اشارهاى دارند كه قابل دقّت است :
« لذا در مسجد شروع كرديم از اين آيات قرآن تفسير كردن و بيان كردن و گفتن . حتّى در آن ماه رمضان اوّلى كه بنده در مسجد بعد از اقامه نماز عصر خودم منبر مىرفتم و موعظه مىنمودم فقط آن يك ماه مبارك را اختصاص دادم به بحث درباره معارضه و مبارزه با كفّار ، و آياتى از قبيل :
لا تَجِدُ قَوْماً يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ يُوادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ . . .
« 1 » يا آيه :
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا بِطانَةً مِنْ دُونِكُمْ لا يَأْلُونَكُمْ خَبالًا وَدُّوا ما عَنِتُّمْ . . .
« 2 » را توضيح ميدادم .
هامش
( 1 ) آيه 22 ، از سوره 58 : المجادلة : « مردمى كه به خدا و روز بازپسين ايمان مىآورند را نمىيابى كه با كسانى كه با خدا و رسولش مخالفت و دشمنى كردهاند رابطه دوستى و مودّت برقرار كنند . . . »
( 2 ) آيه 118 ، از سوره 3 : ءَال عمران : « اى كسانى كه ايمان آوردهايد ، افرادى را كه از شما نيستند ( و از كيش و آئين شما پيروى ندارند همچون يهود و نصارى ) همانند زيرپوش خودتان همراز و هم سرّ نگيريد ! آنها در خراب كردن ، و تباه نمودن ، و فساد در شما ، از هيچ امرى دريغ ندارند ؛ دوست دارند كه شما در سختيها و مشكلات بسر بريد . . . »