تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آيت نور (يادنامه عارف بالله حضرت علامه آية الله حاج سيد محمد حسين حسينى طهرانى) — صفحة 49

مساهمون:

ص٤٩
أجمعين از أنانيّت رهيده و براساس حديث متّفقٌ عليه فريقين كه به حديث قرب نوافل معروف است به مقامى رسيده‌اند كه پروردگار ، خود دست و پا و چشم و گوش و زبان آنها مىشود يعنى أفعالى كه از آنها سر مىزند خدائى است . در حديث قدسى قرب نوافل پروردگار عالميان فرموده است : مَا تَقَرَّبَ إلَىَّ عَبْدٌ بِشَىْءٍ أَحَبَّ مِمَّا افْتَرَضْتُ عَلَيْهِ . و إنَّهُ لَيَتَقَرَّبُ إلَىَّ بِالنَّافِلَةِ حَتَّى أُحِبَّهُ ، فَإذَا أَحْبَبْتُهُ كُنْتُ سَمْعَهُ الَّذِى يَسْمَعُ بِهِ وَ بَصَرَهُ الَّذِى يُبْصِرُ بِهِ وَ لِسَانَهُ الَّذِى يَنْطِقُ بِهِ وَ يَدَهُ الَّذِى يَبْطِشُ بِهَا . . . « 1 » نكته سوّم : آنچه مرحوم حضرت علّامه در لابلاى آثارشان راجع به خود مطرح فرموده‌اند تنها گوشه‌اى از حقائق و وقايع است كه آن هم با هدفى كه در مطلب دوّم اشاره شده مطرح گرديده است ؛ و صد البتّه از همين مقدار ميتوان تا حدودى شخصيّت ايشان را شناخت و درسهاى لازم را برگرفت . نكته چهارم : اگرچه همانطور كه در نكته اوّل ذكر شد ما از شناخت اولياء خدا در همه أبعاد وجوديشان قاصر و عاجزيم ، ولى كوتاهى دستمان از نخل بلند مقامات توحيدى و عرفانى و مراتب سلوكى و عباديشان نسبت به جهات ديگر بيشتر است . با اين حال آن مقدارى هم از اين بُعد كه قابل شناخت است در اين مجموعه منعكس نشده است ؛ زيرا همچنانكه گذشت بناى اين جلد از
هامش
( 1 ) « الله شناسى » ج 1 ، ص 283 ، از « اصول كافى » ج 2 ، ص 352 ، حديث 7 از كتاب ايمان و كفر ، بابُ من أذى المسلمينَ و احتقرهم : « هيچ بنده‌اى به سوى من تقّرب نمىجويد به چيزى كه در نزد من محبوبتر باشد از آنچه بر وى واجب نموده‌ام . و به طور حتم و يقين بنده من به سوى من تقّرب مىجويد با بجا آوردن كارهاى مستحبّ تا جائى كه من او را دوست دارم ؛ پس چون او را دوست داشتم ، من گوش او مىباشم كه با آن مىشنود و چشم او مىباشم كه با آن مىبيند و زبان او مىباشم كه با آن سخن مىگويد و دست او مىباشم كه با آن ميدهد و مىگيرد . . . »