به گردش در مىآوريم . »
و أمير مؤمنان سلام الله عليه در ارزش تدبّر در تاريخ گذشتگان و درسگيرى از آن و در مقام بيان سيره عملى خود در اين زمينه به فرزندشان امام مجتبى عليه السّلام مىنويسند :
. . . أىْ بُنَىَّ ! إنِّى و إنْ لَمْ أكُنْ عُمِّرْتُ عُمْرَ مَنْ كَانَ قَبْلِى ، فَقَدْ نَظَرْتُ فِى أَعْمَالِهِمْ وَ فَكَّرْتُ فِى أَخْبَارِهِمْ و سِرْتُ فِى ءَاثَارِهِمْ حَتَّى عُدْتُ كَأَحَدِهِمْ ، بَلْ كَأَنِّى بِمَا انْتَهَى إلَىَّ مِنْ أُمُورِهِمْ قَدْ عُمِّرْتُ مَعَ أَوَّلِهِمْ إلَى ءَاخِرِهِمْ ، فَعَرَفْتُ صَفْوَ ذَلِكَ مِنْ كَدِرِهِ وَ نَفْعَهُ مِنْ ضَرَرِهِ فَاسْتَخْلَصْتُ لَكَ مِنَ كُلِّ أمْرٍ نَخِيلَهُ وَ تَوَخَّيْتُ لَكَ جَمِيلَهُ وَ صَرَفْتُ عَنْكَ مَجْهُولَهُ . . . « 1 »
« پسرم ! من اگرچه به اندازه پيشينيان خود عمر نكردهام أمّا در رفتارشان نظر كردم و در أخبارشان انديشه نمودم و در آثارشان به سير و مطالعه پرداختم تا بدانجا كه همانند يكى از آنها شدم ، بلكه بالاتر : گويا در اثر آنچه از تاريخ آنان به من رسيده با همه آنها از اوّل تا آخرشان زندگى نمودهام ؛ پس قسمت زلال و مصفّاى زندگيشان را از قسمت تاريك و كدرش شناختم و سود و زيانش را دانستم و از هر أمرى غربال شدهاش را براى تو انتخاب كردم و زيبايش را برايت برگزيدم و مجهولات آن را از تو دور داشتم » .
درخشش شخصيّتهاى ممتاز در تاريخ بشريّت
اگرچه در تاريخ گذشتگان شخصيّتهاى مثبت و منفى مهم و شاخصى وجود دارند كه نگاه انسان را بيش از سائرين به خود جلب مىكنند ولى قطعا نگاه اصلى متوجّه چهرههاى مثبت و دريافت رمز موفّقيّت آنان در زندگى پر ثمرشان مىباشد ؛ و نگاه به زندگى و تاريخ انسانهاى منفى نظرى است فرعى
هامش
( 1 ) « نهج البلاغة » نامه شماره 31 ، نامه حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام به فرزندش امام حسن مجتبى عليه السّلام