دست يافته و فقيهى مقتدر گشتند كه نه تنها در مسائل متداول به بحث و استخراج نظر خويش پرداختند ، بلكه در وادىهاى جديدى كه كمتر مورد توجّه بوده به ميدان آمده و مبانى فقهى تازهاى مطرح نمودند ، كه ملاحظه آن جالب توجّه و روشنگر بُعد فقهى و گسترده نگرى ايشان است .
برخى از آراء فقهى ايشان كه در « دوره علوم و معارف اسلام » بطور تفصيلى مورد بحث قرار داده و يا بدانها اشاره نمودهاند از اينقرار است :
آثار و آراء فقهى
اوّل :
ولايت فقيه در حكومت اسلام
بحثى جامع درباره « ولايت فقيه » و حدود آن و دلائل و شرائط آن با بهرهگيرى از آيات و رواياتى كه بعضى از آنها اوّلين بار است كه توسّط فقيهى مطرح مىشود و قبلًا سابقه نداشته است . اين مبحث درس تخصّصى ايشان براى طلّاب فاضل بوده و در حدّ اعتدال به دور از تفصيل يا موجز گوئى مطرح ، و سپس تدوين و در چهار جلد با نام « ولايت فقيه در حكومت اسلام » طبع و نشر گرديده است .
اين سلسله مباحث غير از اثبات ولايت فقيه و لزوم تشكيل حكومت اسلام حاوى نظرات فقهى دگرى نيز هست كه به برخى اشاره مىكنيم :
شرائط ولىّ فقيه عبارتند از : اسلام ، تشيّع ، مرد بودن ، أعلم ، أفقه ، أبصر ، و مقيم و مهاجر به دار الإسلام بودن . « 1 »
براى غير اعلم فتوا و نظر دادن حرام است .
رجوع به اعلم واجب است به استناد آيه قرآن و روايات فراوان
هامش
( 1 ) در كتاب « وظيفه فرد مسلمان در احياى حكومت اسلام » ص 158 ، شرائط ولىّ فقيه را چنين مىشمرند : عالم بالله ، عالم بأمر الله ، أفقه ، أعلم ، أعرف ، أبصر ، أحبّ النّاس بالنّاس ، خبير به زمان ، متّصل به عالم غيب .