است :
« اين حقير روزى به منزل يكى از بزرگان و دانشمندان اهل خطابه و منبر به جهت ديدن او كه در شهر ما وارد شده بود رفتم ، و او مىگفت : من كيميا دارم و ميخواهم آن را به شما بدهم . من گفتم : من لازم ندارم . گفت : چرا ؟ من تا به حال به أحدى ندادهام .
گفتم : در سالهاى جوانى كه در مدرسه طلّاب درس ميخواندم ، از كثرت اشتغال و مطالعه از خدا تقاضا داشتم كه اى كاش براى من شبانه روز از بيست و چهار ساعت قدرى بيشتر مىشد تا من ميتوانستم استيفاء حظوظ علمى را بنمايم ؛ و تا به حال هم نشده است كه عمر خود را صرف جمعآورى مال نمايم ؛ اينك سزاوار نيست طلا و نقرهاى بدست آورم .
تو به غير علمِ عشق ار دل نهى * سنگ استنجا به شيطان مىدهى
لوح دل از فضله شيطان بشوى * اى مدرّس درس عشقى هم بگوى
آن بزرگ بر من دعا كرد و تحسين نمود . « 1 » »
استنساخ كتب علمى
از ديگر نمونههاى شدّت اشتياق ايشان به علم و معرفت ، نسخه بردارى از آثار علمى چاپ نشده است كه در طول زندگى ايشان به چشم مىخورد .
به گونهاى كه خود اشاره فرمودهاند كتابهاى ذيل را به خطّ شريف خود استنساخ نمودهاند :
1 - نسخه بردارى از « رساله سير و سلوك منسوب به بحرالعلوم » كه در اختيار مرحوم آقا شيخ عبّاس طهرانى بوده است ، در ايّام تحصيل در قم
هامش
( 1 ) . « امام شناسى » ج 12 ، تعليقه ص 291 . در ص 182 از همين كتاب در بيان شيوه تحصيل آقا در نجف أشرف نيز گذشت كه فرمودند : « من أبداً اوقات تحصيلى خود را صرف غير علوم متعارفه در حوزه نمىكنم . »