معارف و علوم قرار بگيرد ، إن شآء الله .
آثار و بركات اين روحيّه را بطور فراوان در كتابهايشان ميتوان مشاهده نمود . و بعنوان روشنترين مصداق قابل مراجعه بخش دوّم ( بخش مصاحبات ) كتاب ارزشمند « مهر تابان » است كه گوشهاى از مجالس خصوصى ايشان با علّامه طباطبائى رضوان الله تعالى عليه است و انبوهى از سؤالهاى متنوّع به همراه جوابهاى مرحوم علّامه طباطبائى را در بر دارد .
خودشان در اين باره مىنويسند :
« . . . مرحوم استاد ، پيوسته مجلسشان پر فيض و حاوى همه گونه بهرهمندىها و استفادهها بود ، و اين حقير از سابق الأيّام آثار مترشّحه از اين مجلس را مغتنم مىشمرده و ثبت و ضبط مىنمودم ؛ و بالأخص در مدّت چهار ماه از صفر المظفّر تا جمادى الاولى يكهزار و چهار صد هجريّه قمريّه كه آن مخدوم معظّم در طهران اقامت داشتند و در غالب از روزها يكى دو ساعت از آثار مجلسشان بهرهمند مىشدم و مطالب مورد سؤال و پرسش را يادداشت ميكردم . . . « 1 » »
توجّه به علوم اصلى
البتّه اين عطش فراوان براى فراگيرى چنين نبوده است كه حساب نشده باشد و ايشان را بدنبال خود به هر سمتى بكشاند ، بلكه ايشان پس از ورود به طلبگى و آشنائى با معارف إلهى تمام همّت خويش را در بهرهورى گسترده در زمينه علوم اسلامى و آنچه بدان مربوط مىشود متمركز ساختند ، و از پرداختن به علوم ديگر كه حتّى گاهى فراگيرىاش براى همه كس دست نميدهد و براى ايشان فراهم مىشده است نيز پرهيز مىنمودند . مورد ذيل نمونهاى از آن موارد
هامش
( 1 ) « مهر تابان » ص 139