تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آيت نور (يادنامه عارف بالله حضرت علامه آية الله حاج سيد محمد حسين حسينى طهرانى) — صفحة 37

مساهمون:

ص٣٧
وَ الْمُرَادِ وَ الدُّنْيَا ، فَلَا مُونِسَ لَهُ سِوَى اللَهِ ، وَ لَا نُطْقَ وَ لَا إشَارَةَ وَ لَا نَفَسَ إلَّا بِاللَهِ وَ لِلَّهِ وَ مِنَ اللَهِ وَ مَعَ اللَهِ ؛ فَهُوَ فِى رِيَاضِ قُدْسِهِ مُتَرَدِّدٌ ، وَ مِنْ لَطَآئِفِ فَضْلِهِ إلَيْهِ مُتَزَوِّدٌ . « 1 » آرى اين است مقام و مرتبه عارف بالله و عالم به أمر الله . على أىّ حال به مقتضاى ما لا يُدرك كُلُّه لا يُترك كُلُّه چند سطرى در اين مقام قلمى گرديد . حضرت علّامه آية الله والد معظّم أعلى الله مقامه الشّريف از معدود اعاظمى بودند كه توانستند در عصر غيبت به لطف الهى و عنايت ولىّ الله الاعظم أرواحنا له الفدآء و به بركت تتلمذ نزد نوادر علماء و فقهاء و اولياء كامل پروردگار چنان بر قلّه فقه الله الأكبر ظفر يافته و در آن مقام منيع متمكّن گردند كه حتّى تصوّر آن براى غير اهل الله ميسور نخواهد بود . در يك سفرى كه در سنّ شباب در معيّت ايشان به كربلاى معلّى مشرّف شديم روزى از محضر استاد بى نظيرشان حضرت آقاى حاج سيّد هاشم حدّاد سؤال كردم : آيا پدر ما به مقام فناء رسيده‌اند ؟ ايشان در جواب با حدّت و شدّت مكرّرا فرمود : از فانى هم بالاتر است ! و اين در حالى بود كه سنّ مرحوم
هامش
( 1 ) « بحار الأنوار » ج 3 ، ص 14 : « جسم و ظاهر عارف با خلق است و قلب او با خدا ؛ اگر چنانچه طرفة العينى قلب او از خداوند منصرف شود از شدّت شوق به حق جان ميدهد . عارف امين ودايع الهى ، و گنجينه أسرار ، و معدن نور ، و دليل و راهنماى رحمت خداوند بر خلق او ، و مركب راهوار علوم ، و ميزان فضل و عدل خداست . تحقيقا از همه مخلوقات ، و هر خواسته و طلبى ، و از تمام دنيا بىنياز شده است ؛ بنابراين هيچ مونسى جز خدا نداشته ، و هيچ سخنى و اشاره و نَفَسى جز بواسطه خدا و براى او و در او و با او ندارد . عارف در باغهاى عالم قدس إلهى در تردّد و رفت و آمد است ، و از لطائف فضل و إنعام خداوند در مسير لقاى او توشه برميدارد . »