اينكه در تعيين كانديداها اختلاف پيش نيايد ، و با سِلم و مسالمت بگذرد ؛ و نگذاريد اختلاف پيش بيايد .
و اين امر ، امر مهمّى بود .
ما ميخواهيم اسلام را در اين موقعيّت و با اين شرائط نگهداريم ، ما بايد وجود ايشان و رهبرى ايشان و زحماتى كه ايشان كشيدهاند را در نظر داشته باشيم كه حالا يك حرفى پيش نيايد و اختلاف و سر و صدائى بلند نشود ، و بر اساس همين موقعيّت و اقتضائات براى اسلام كار كنيم ؛ به هر اندازهاى كه شد ، شد . ما بيش از اين وظيفهاى نداريم . لذا اين آقايان طهران همه از دادن نام خودشان به وزارت كشور براى تعيين كانديدا خوددارى كردند
» .
تلاش براى اسلامى نمودن موادّ قانون اساسى
بعد از اينكه حضرت آقا از رفتن به مجلس خبرگان و اقدام عملى براى اسلامى كردن قانون اساسى باز مىمانند ، باز دست از تلاش و اقدام علمى براى اسلامى سازى قانون اساسى - اين ثمره خون شهيدان - بر نمىدارند . و در حركت جالبى به گسترش تفكّر « اسلامى سازى » در بين خبرگان دست مىزنند ؛ بدينگونه :
« . . . بعد از اين عمل ما گفتيم : حالا بايد چكار كنيم ؟ قرار شد همين مطالب علمى و انتشاراتى را كه داريم براى مجلس خبرگان بفرستيم و تأييد كنيم اين مسائل را . لذا آن نامه به حضرت آية الله خمينى درباره پيش نويس قانون اساسى را كه در نسخههاى خيلى زيادى چاپ شده بود براى تمام لَجنههاى مجلس خبرگان كه در آن موقع هفت لجنه بود و هر لجنه مأمور رسيدگى به يك فقره از فقرات قانون اساسى بودند فرستاديم ، و براى هر لجنه جداگانه يك نامه توضيحى نوشتيم . و بعد علاوه بر آن براى هر يك از افراد خبرگان هم جداگانه فرستاديم . وقتى هم كه مجلس شوراى اسلامى تشكيل شد براى تمام افراد