تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آيت نور (يادنامه عارف بالله حضرت علامه آية الله حاج سيد محمد حسين حسينى طهرانى) — صفحة 344

مساهمون:

ص٣٤٤
ما گفتيم : خيلى خوب ، ما حاضريم برويم مجلس خبرگان ؛ مجلس خبرگان خيلى داراى اهمّيّت است ، حالا چكار بايد بكنيم ؟ گفتند : بايد عكس بدهيد براى وزارت كشور و خودتان را كانديدا كنيد ، و الّا همينطور كه نمىشود . گفتيم : خيلى خوب ، حاضريم . گفتند : الآن از زمان كانديدا شدن مجلس خبرگان دو روز گذشته ، يعنى مدّتش سر آمده است . گفتيم : إشكال ندارد ، ما تلفن مىكنيم براى وزير تمديد كند . بنده خودم تلفن كردم وزير كشور ، نبود . با معاونش صحبت كردم ، او هم گفت : إشكال ندارد ، موافقت مىكنيم . و لذا زمان را دو روز تمديد كردند . ما به رفقايمان گفتيم : يا الله برويم خودمان را معرّفى كنيم و كار كنيم . قرار شد آقاى آميرزا محمّد باقر آشتيانى كه آن وقت شيخ العلماء طهران بودند و از همه پيرمردتر ، با ده دوازده نفر ديگر ، بعنوان نمايندگان طهران وارد مجلس خبرگان بشوند . از طرف ديگر حزب جمهورى اسلامى هم ميخواست كانديداهاى خود را معرّفى كند و ظرفيّت هم كه محدود بود ، لذا ما پيشنهاد كرديم كه حزب جمهورى ما را به عنوان كانديداهاى خودشان معرّفى كنند ، امّا جناب شهيد بهشتى كه در آن وقت رئيس حزب بودند ، صبح رفتند منزل آقاى ميرزا محمّد باقر آشتيانى و گفتند : ما از اين ده نفر افرادى كه شما معيّن كرديد فقط يك نفر را مىتوانيم در ليست خودمان بياوريم ، و بقيّه افراد همان افرادى هستند كه خودمان ميخواهيم انتخاب كنيم . . . . آية الله آقاى حاج شيخ محمّد باقر آشتيانى كه در آن وقت شيخ العلماء طهران محسوب مىشدند و از همه آنها تقريبا مسن‌تر بودند اوقاتشان تلخ شد و مِن حيثُ المجموع ايشان هم آن مطلب را قبول نكردند و خودشان هم گفتند :