اصلًا من در مجلس خبرگان شركت نمىكنم .
لذا ما ديديم از طريق ديگرى مىتوانيم وارد بشويم كه حتما هم مظفّر خواهيم بود ، زيرا كانديداهاى « حزب جمهورى اسلامى » يك افرادى بودند كه حزب معرّفى كرده بود و مردم به آنها شناخت زيادى نداشتند ، و ليكن اين افرادى از علماء طهران كه معرّفى شده بودند براى مردم بومى طهران شناخته شده بودند و اگر ما اسامى آنها را إعلام ميكرديم بيشتر اهالى طهران به آنها رأى ميدادند .
البتّه ديگر وقتى براى تبليغ باقى نمانده بود ، گرچه نيازى هم به تبليغ نبود . همين كه نام اينها را به مساجد و تكايا ميداديم و ائمّه جماعت إعلام ميكردند كافى بود كه همه به اينها رأى بدهند . تصميم هم بر همين شد كه اصلًا به حزب جمهورى كار نداشته باشيم ؛ حزب افراد خودش را معرّفى كند ، ما هم وظيفه خودمان را انجام ميدهيم . و بر همين آستانه هم امر قرار گرفت .
بعد خبر آمد كه : اگر شما اين كار را بكنيد حزب جمهورى در صدد مخالفت بر مىآيد ، يعنى در مقابل عمل شما ساكت نمىنشيند . حتّى در بعضى از شهرستانها هم كه حزب يك شخصى را براى خودش معرّفى كرده بود و اهالى آن جا شخص ديگرى را معيّن كرده بودند ، كار به مخالفت و تهديد كشيده شده بود و لذا عالم آن شهر هم دست از كانديدائى خودش برداشته بود و امر را به حزب سپرده بود .
ما اوّل گفتيم : چه اشكال دارد ؟ مخالفت بشود ، در مواردى كه انسان بايد به وظيفه خودش عمل كند اين مخالفتها و درگيرىها هم طبعا هست . و در صورت مخالفت هم بالأخره ما پيش مىبريم . چون علماء شناخته شده طهران افرادى هستند كه با وجود شناسائى و سوابقى كه در بين مردم دارند حزب نمىتواند در تصادم و تزاحم با اينها جلو بيفتد .
تأكيد رهبر فقيد انقلاب بر عدم بروز اختلاف در تعيين كانديداها
امّا بعد اطّلاع دادند كه : آية الله خمينى به نحوى اكيد دستور دادهاند بر