سال طول بكشد ، تا آن وقت نتيجه چه از آب در بيايد خدا ميداند ! و چه بسا از همين افراد منافق و مزوّر و يا افراد ملّى كه بصورتهاى خيلى خيلى مختلف هستند غلبه كنند و بكلّى قانون اساسى را بر اساس رأى خودشان پىريزى كنند .
لذا ايشان اصلًا مجلس مؤسّسان را انكار كردند و گفتند : چند نفر خبره جمع بشوند به تعداد معيّن ، از زمان افتتاح تا زمان انتهايش هم بايد حدود سه ماه بيشتر طول نكشد و بايد مسأله را تمام كنند .
لذا احزاب و منافقين مجالى پيدا نكردند براى خرابكارى . البتّه در اين مجلس خبرگان افراد ناجورى هم داخل شدند كه از آراءشان معلوم است ، آنها خيلى ناراحت بودند و با ولايت فقيه هم خيلى مخالفت كردند ولى به حمد الله غلبه از اين طرف شد .
. . . در اين حال يك پيش نويسى براى قانون اساسى نوشته شد و آن را براى رأى گيرى و تصويب به مجلس خبرگان ارائه دادند . وقتى اين پيش نويس در روزنامهها منتشر شد ، من اجمالًا به آن نگاهى كردم ديدم خيلى خراب است و اسلامى نيست . گفتم : عجيب است ! چرا اينطور شد ؟ اين را كى نوشته ؟ . . . اين پيش نويس هيچ خوب نبود ، و حتّى مثلًا در آن عنوان تشيّع نبود ، بلكه فقط حكومت را حكومت اسلام معرّفى كرده بود ، عنوان تشيّع هيچ نبود . و از موضوع ولايت فقيه اصلًا سخنى به ميان نياورده بود . . . آرى فقط عنوان سلطنت نبود و بجايش رئيس جمهور گذاشته شده بود و الّا با آن قوانين تقريبا هيچ تفاوتى نداشت .
تا وقتى كه روزنامه را برايمان آوردند ديديم كه در آن نوشته است : علماء خراسان و اصفهان رفتهاند قم خدمت آية الله خمينى و ايشان در ضمن صحبتهائى كه با آنها كرده بودند خطاب كردند كه :
اى علماء ! ننشينيد اين قانون بگذرد و شما ساكت نشسته باشيد و دست
آيت نور (يادنامه عارف بالله حضرت علامه آية الله حاج سيد محمد حسين حسينى طهرانى) — صفحة 336
مساهمون: جمعى از فضلا
ص٣٣٦