سرلشگر قرنى را ترور كرده بودند و اينها جنازهاش را آورده بودند در قم دفن كرده بودند . حالا از سر قبر آمده بودند خدمت ايشان ، گريه كردند و ايشان هم آنها را تسليت دادند و خلاصه آن مجلس هم به همين منوال گذشت و ما ديگر چند جملهاى اجمالًا بيشتر با ايشان نتوانستيم مذاكره كنيم .
من بيشتر براى دو جهت مشرّف شده بودم به قم :
يكى اينكه گفتم : الآن بر شما لازم است كه نماز جمعه اقامه كنيد فورا ، كه از هر چيز لازمتر است ؛ و يكى هم عفو عمومى . چون هر كس در زمان طاغوت و شاه جنايتى كرده به عنوان اينكه در آن زمان بوده بايد يك قلم عفو عمومى روى آنها كشيده شود ، البتّه به استثناى آن أفرادى كه جنايات شخصى داشتند و بايستى در محكمه محاكمه بشوند أعمّ از اينكه آنها در حكومت اسلام بودهاند يا كفر . . .
آية الله خمينى راجع به نماز جمعه گفتند : نه ، اصلًا عقيده من در نماز جمعه وجوب نيست ، بلكه نماز جمعه به نظر من حتّى در زمان رسول خدا هم واجب تخييرى است .
حالا نميدانم اين جمله را به ايشان گفتم يا ميخواستم بگويم ؛ بعضى اوقات در ذهنم مىآيد كه گفتم ، بعضى اوقات در ذهنم است كه فقط در ذهنم بود و نگفتم ، كه خلاصه چهار جمعه شما نماز جمعه تشكيل بدهيد آنوقت برايتان معلوم مىشود كه آيا واجب عينى است يا نه ؟ يعنى آنقدر فوائد بىشمار بر آن مترتّب مىشود كه نظر شريف شما برميگردد .
و امّا در موضوع عفو هم گفتند كه : آن زمان هم حكومت حكومت اسلام بود حالا هم حكومت اسلام است منتهى در زمان طاغوت قوانين اسلام عملى نمىشده ، و اينها همه بر اساس قانون اسلام بايستى محاكمه بشوند و عفو عمومى هم معنى ندارد .
آيت نور (يادنامه عارف بالله حضرت علامه آية الله حاج سيد محمد حسين حسينى طهرانى) — صفحة 325
مساهمون: جمعى از فضلا
ص٣٢٥