تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آيت نور (يادنامه عارف بالله حضرت علامه آية الله حاج سيد محمد حسين حسينى طهرانى) — صفحة 326

مساهمون:

ص٣٢٦
و بالأخره بعد از قدرى صحبت چون خانواده آقاى قرنى هم آمده بودند و قدرى در صحبت ما داخل شدند و وقت هم گذشت ما برخاستيم و خداحافظى كرديم و آمديم براى طهران » .

بهترين نوع حكومت

حضرت علّامه از ابتدا تفكّر حكومتى داشتند و معارف الهى مخصوصا فقه را در اين راستا نگاه ميكردند و اين مطلب را از لحظات نخستين شكل گيرى تفكّرشان در دوران تحصيل ميتوان ديد . از زمان آمدن به طهران نيز آن تفكّر حكومتى را دنبال كردند . تمام عشق و علاقه ايشان تحقّق حكومت اسلام بود و آن را عالىترين نوع حكومت ميدانستند . و در بحث مختصرى كه از نقش علماء در دوران پيدايش مشروطه دارند به اختلاف علماء در نحوه حكومت اشاره مىنمايند ، و نظام مشروطه را بر نظام سلطنتى كه استبداد مطلق است ترجيح ميدهند ولى تصريح مىكنند كه كار صحيح و اساسى همان ايجاد حكومت اسلام است . ميفرمايند : « . . . ولى هر دو دسته اشتباه مىنمودند ، هم استبداد غلط بود و هم مشروطه كه در واقع در صورت درست پياده شدن هم - طبق خواب نائينى - مانند شستن دستهاى كنيز سياه بود كه آلوده به نجاست باشد . حقّ و واقع ، دولت اسلام و انقلاب مردم بر اساس حكومت قرآن و تشكيل حكومت اسلام بر اساس صحيح و معنى واقعى ولايت فقيه بود كه در آن زمان كسى دم نزد . زيرا بزرگان و علماى صالح و أعلام ما با همان روش نسبى و پسنديدن ظلم نسبى خو گرفته بودند و به ظاهرِ سلاطين بواسطه تديّن صوريشان قناعت ورزيده بودند ، و اين غلط بود . للّه الحمد و له المنّة اينك پس از گذشتن قريب يك قرن از آثار شوم و جنايت خانمان برانداز آن نام آزادى ،