كارشكنىها بقدرى داشتيم كه از حوصله بيان خارج است .
اين تبليغات ما بقدرى روشن و مهيّج و بيدار كننده و در عين حال منطقى و غير قابل ايراد بود كه شنيده شد در يك مجلس جشنى كه در بعثت حضرت خاتم النّبيّين صلّى الله عليه و آله و سلّم در مسجد هدايت خيابان اسلامبول گرفته بودند و بسيار مجلس مهم و با شكوهى بود - در همان مسجدى كه حجّة الإسلام مرحوم حاج سيّد محمود طالقانى رحمة الله عليه اقامه جماعت مىنمودند - يكى از بزرگان آن جماعت كه خود سخنران آنجا بوده است صريحا إعلام كرده بود كه در تمام مساجد طهران نه سرى و نه صدائى از هيچ جا بلند نشد و براى بيدارى و هشدار مردم ابدا صدائى به گوش نرسيد تا اوّلين ندا از مسجد قائم برخاست كه : اللَهُمَّ إنَّا نَرْغَبُ إلَيْكَ فِى دَوْلةٍ كَرِيمةٍ تُعِزُّ بِهَا الإسْلَامَ وَ أَهْلَهُ و تُذِّلُ بِهَا النِّفَاقَ و أَهْلَهُ ، وَ تَجْعَلُنَا فِيهَا مِنَ الدُّعَاةِ إلَى طَاعتِكَ وَ الْقَادَةِ إلى سَبِيلِكَ
امر دوّم : اختفاء كامل در سايه لطف الهى
امر دوّم كه در پيشرفت ما كمك عجيب و سريع مىنمود و واقعا از ألطاف خفيّه پروردگار سبحان ميتوان بشمار آورد اين بود كه :
فعّاليّت ما و همكاران ما در برانداختن دستگاه حكومت جائر ، همه در اختفاء و پنهانى انجام ميگرفت و به هيچ وجه من الوجوه دولت و يا ساواك نمىتوانست از آن مطّلع گردد .
و در يك مورد جزئى كه فى الجمله با خبر شده بود چنان با مقدّمههاى بسيار غريب و عجيب وارد در مسأله ما براى آگاهى خودش شد كه حقّاً انسان در شگفت مىماند . و همان مسأله نيز ما را بيدار كرد كه در اين امور بقدرى بايد سرّاً كار كرد كه احتمال اطّلاع گرچه بعد از چندين واسطه باشد نرود ، و گرنه كار را خراب مىكنند و نتيجه را عقيم مىگذارند .
و خداوند تبارك و تعالى خودش راهبر ما در اين گونه امور بود و گرنه ابدا