با مرحوم حاج شيخ عبّاس طهرانى رضوان الله عليه بود ) به مرحوم انصارى است .
در همين زمينه وقتى كه جناب آقاى خسروشاهى مطالبى را در نقد مرحوم انصارى نقل مىكند ، ايشان با قاطعيّت تمام دفاع مىكنند و تصريح مىنمايند :
« . . . اوّلًا : مرحوم آقاى انصارى جدّا با طريقه صوفيان مخالف است ، و آن راه را راه ترقّى و قوّت نفس ميداند نه راه فناى نفس . . . ثانيا : اعاظم از علماى همدان همچون آقاى حاج شيخ هادى تألّهى و آقاى آخوند ملّا على معصومى همدانى و أمثالهما ايشان را به قدس و ورع فوق العاده مىستايند . . . »
بارى ، مشروح اين جريان را مىتوانيد در كتاب شريف « روح مجرّد » مطالعه نمائيد . « 1 »
عنايت متقابل آية الله أنصارى به حضرت آقا
همچنانكه حضرت آقا نسبت به مرحوم آية الله أنصارى بسيار إرادت و إطاعت داشتند ، متقابلًا ايشان هم نسبت به آقا بسيار محبّت و عنايت ، و اهتمام به امر تربيتشان داشتند ، كه اين معنى از همان سالهاى أوّل آشنائى در نجف أشرف آغاز شد و تا پايان نيز در قالب مراودهها و مكاتبهها استمرار داشت . و بخاطر عشق الهى آقا به سير و سلوك و پشتكار عجيب و سرعتشان در طىّ مراحل كمال و تهذيب و تزكيه نفس ، خيلى زود آقا از قوىترين شاگردان و نزديكترين اصحاب ايشان ميگردند .
حضرت آية الله أنصارى رحمة الله عليه در چند نامه از نامههاى خود به آقا كه مربوط به سالهاى إقامت حضرت آقا در نجف أشرف است ، تأكيد مىكنند كه شكوه جنابعالى از نرسيدن فيوضات مورد قبول نيست و به حمد الله تعالى موفّق ، و لطف حقّ تعالى شامل حال شماست ؛ و در يكى از آنها كه مربوط به سالهاى أوّل
هامش
( 1 ) « روح مجرّد » ص 124 به بعد