محمّد مهدى دستغيب وارد شده بودند .
و حقير هر شب پس از أداى فريضه و درس اصول حضرت آية الله حاج سيّد أبو القاسم خوئى أمدّ اللهُ ظِلَّه در معيّت حضرت استاد آية الله حاج شيخ عبّاس قوچانى به خدمتشان مشرّف مىشديم و جناب حجّة الإسلام آقاى حاج سيّد محمّد رضا خلخالى و يك نفر مسافر ايرانى به نام آقاى حاج حسن شركت اصفهانى حضور مىيافتند .
و چون ايّام رجب بود و هوا تقريبا سرد بود و شبها بلند ، لِهذا مجلس به مدّت دو ساعت طول مىكشيد . و حقّا در آن دو ماه استفادههاى شايان نموديم ، و حتّى آقاى حاج شيخ عبّاس كه استاد حقير بودند ، فرمودند : « حالاتت را براى ايشان شرح بده ، و دستور العمل بخواه ! »
و بعد از قريب دو سال با اجازه حضرت آقاى قوچانى رضوان الله عليه مستقيما يك سفر به همدان نموده و چهارده شب بر ايشان وارد و در منزل ايشان در خيابان سنگ شير ميهمان بودم ، كه از جمله ميهمانان وارد بر ايشان از داخل ايران آية الله حاج سيّد عبد الحسين دستغيب و آية الله حاج شيخ حسنعلى نجابت و حجّة الإسلام آقاى حاج شيخ حسن نمكى پهلوانى طهرانى بودند .
مدّت آن سفر مجموعا بيست و شش روز طول كشيد . چون مقيّد و ملتزم بودم كه بدون زيارت أعتاب عاليات از عراق خارج نشوم ، لهذا يك شب در كربلا و دو شب در كاظمين و چهار شب در سامرّاء در منزل دائىزاده ارجمند : مرحوم حضرت آية الله حاج شيخ ميرزا نجم الدّين شريف عسكرى رضوان الله عليه ، و در مراجعت يك شب هم در باختران ( كرمانشاه ) به جهت تحصيل رواديد و ويزاى عراقى ماندم . بنابراين مجموع سفر بدين مقدار بالغ شد . و به طهران هم نيامدم ، چون به دروس لطمه مىخورد ، و اين اوقات مسافرت طورى انتخاب شد كه از نيمه ماه صفر تا أوائل ماه ربيع كه دروس تعطيل بود اتّفاق
آيت نور (يادنامه عارف بالله حضرت علامه آية الله حاج سيد محمد حسين حسينى طهرانى) — صفحة 194
مساهمون: جمعى از فضلا
ص١٩٤