تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آيت نور (يادنامه عارف بالله حضرت علامه آية الله حاج سيد محمد حسين حسينى طهرانى) — صفحة 189

مساهمون:

ص١٨٩
خواستم كه اين حال را از من بگيرد ؛ من طاقت ندارم . حضرت گرفت ، و از آن پس مردم را به صورتهاى عادى ميديدم . و نيز ميفرمود : يك روز هوا گرم بود ، رفتم به وادى السّلام نجف أشرف براى فاتحه اهل قبور و ارواح مؤمنين . چون هوا بسيار گرم بود ، رفتم در زير طاقى كه بر سر ديوار ، روى قبرى زده بودند نشستم . عمامه را برداشته و عبا را كنار زدم كه قدرى استراحت نموده و برگردم . در اينحال ديدم جماعتى از مردگان با لباسهاى پاره و مندرس و وضعى بسيار كثيف بسوى من آمدند و از من طلب شفاعت ميكردند كه وضع ما بد است ، تو از خدا بخواه كه ما را عفو كند . من به ايشان پرخاش كردم و گفتم : هر چه در دنيا به شما گفتند گوش نكرديد و حالا كه كار از كار گذشته طلب عفو مىكنيد ؟ برويد اى متكبّران ! ايشان ميفرمودند : اين مردگان شيوخى بودند از عرب كه در دنيا متكبّرانه زندگى مىنمودند و قبورشان در اطراف همان قبرى بود كه من بر روى آن نشسته بودم . « 1 » »
هامش
( 1 ) همان مصدر ، ص 541 حالات والاى توحيدى « داستان ديگر از مرحوم آية الحقّ و اليقين آية الله العظمى آقاى سيّد جمال الدّين گلپايگانى تغمَّده الله برحمته است . ايشان از مردان پاك و منزّه و از مراجع عاليقدر نجف اشرف و در عين حال داراى روابط معنوى و باطنى با حضرت حقّ متعال بودند . مردى متين و استوار و مراقب و مىتوان او را جمال السّالكين إلى الله تعالى نام برد . أعمال او اسوه و الگوى صبر و تحمّل و ايثار و زهد و مراقبت و سعه نفس و دانش قوى بود . حقّاً سيماى او نمونه ظاهر و بارزى از علماء راستين ، و مشايخ طائفه حقّه مذهب جعفريّه بود . و آئينه و آيتى از سير و سلوك أئمّه طاهرين سلام الله