هامش
- سيّم [ آنكه ] أولاد أمجاد آن جناب كه طريقهء مستقيمهء او را مىدانستهاند پيوسته تعظيم و تكريم علماى دين مىكردند و بناى امور دين و دولت را بر گفتهء ايشان مىگذاشتند ، و صوفيان صافى طويّت را كه به هدايت ايشان إرشاد مىيافتند أمر مىكردند كه به شرايع دين عمل كنند و از علما أخذ نمايند ؛ چنانچه سلطان سلاطين و مروّج دين مبين شاه إسمعيل حَشَره اللهُ مع آبائه الطّاهرين ، خاتم المجتهدين شيخ علىّ بن عبدالعال را از جبل عامل طلبيده او را إعزاز و إكرام بسيار نمود و پيوسته از مسائل دينى به او رجوع مىفرمودند ، و بعد از آن جناب پيوسته اين طريق مسلوك بود .
چهارم آنكه طريقهء صوفيان عظام كه حاميان دين مبين بودند ، در ذكر و فكر و رياضت و إرشاد ، مباين است با طريقهء صوفيان كه به مشايخ منسوبند . و چرخ زدن و سماع كردن و برجستن و شعرهاى عاشقانه خواندن در ميان ايشان نمىباشد ، و به غير تهليل و توحيد حقّ تعالى و توسّل به أنوار مقدّسهء أئمّهء طاهرين و حمايت حاميان و شيعيان أميرالمؤمنين چيزى در ميان ايشان نيست ؛ و اينها همه موافق شريعت مقدّسه است . و لهذا نوّاب خاقان خلد آشيان أخلده الله بحبوحةَ الجِنان در فرمان إرشادى كه براى صوفيان اين دودمان نوشتهاند و به أطراف فرستادهاند فرمودند كه جميع أوامر كه در شرع متين و دين مبين أئمّهء طاهرين وارد شده است در آن درج نمايند . و حضرت شيخ در « مقامات » در چندين جا مريدان خود را مبالغه مىفرمايد در متابعت شريعت مقدّسه و زبان بستن از أمرى كه مخالف ظاهر شرع باشد .
و نوّاب قدسى جناب شاه إسمعيل به خانقاههاى مشايخ أهل سنّت [ كه ] مىرسيدند خراب مىكردند ، و حيله و مكرهاى ايشان را بر مردم ظاهر -