و مجلسى ملّا محمّدباقر رضوان الله عليه در ديباچهء « زاد المعاد » ( صفحهء 3 ) فرمايد : « و خروش صوفيان صفوت نشان ، به زمزمهء دعاى خلود دولت أبد توأمان ، با عندليبان أغصان سدرة المنتهى همداستان . »
در كتاب « طرآئق الحقآئق » نامهاى را مفصّل از علّامهء مجلسى رحمة الله عليه نقل كرده ، و در آن مفصّلًا مجلسى ، أصل تصوّف صحيح را ارائه مىدهد و مىپذيرد ، و از آن بطور صريح و روشن دفاع مىكند ، و حتّى در قريب به آخر آن مىفرمايد :
« و بايد دانست كه : آنها كه تصوّف را عموماً نفى مىكنند ، از بىبصيرتى ايشان است ؛ كه فرق نكردهاند ميان صوفيّهء حقّهء شيعه و صوفيّهء أهل سنّت . » « 1 »
هامش
( 1 ) - « طرآئق الحقآئق » طبع حروفى ، ج 1 ، ص 280 تا ص 284 .
[ اين نامه همچنين در « فهرست كتابخانهء مجلس » ج 9 ، بخش 2 ، ص 586 در ضمن مجموعهء 1916 ؛ و نيز در « الذّريعة » ج 2 ، ص 82 تحت عنوان « الأسئلة الخليليّة » ؛ و در « رسائل مجذوبيّه » تأليف مرحوم كبودراهنگى ص 105 تا ص 107 ذكر شده است . و همچنين در كتابهاى « رياض السّياحة » تأليف حاج ميرزا زين العابدين شيروانى ، و « مقالات الحنفآء » تأليف سيّد عبدالحجّة بلاغى ، و « وقآئع الأيّام » تأليف حاج ملّا على خيابانى آمده است .
و نيز در كتاب « دين و سياست در دورهء صفوى » تأليف جناب آقاى رسول جعفريان ، از ص 258 تا ص 267 ؛ دربارهء صحّت استناد اين نامه به مرحوم علّامهء مجلسى بحث شده است . -