چگونگى قوّهء عقلى و عملى است ، و اين همان حكمت إلهى است .
و مراد از سخن خداوند متعال : « بدرستيكه ما به لقمان حكمت را عطا كرديم » حجّت عقلى است كه موافق أحكام شريعت باشد . و گفته شده است : حكمت دستيابى به حقّ از راه علم و عمل است ؛ پس حكمت در خداوند به معناى شناخت و ايجاد اشياء در نهايت استوارى است ، و در انسان به معناى آگاهى و انجام دادن كارهاى نيك است . »
حضرت علّامهء طباطبائى رضوان الله تعالى عليه در تفسير « الميزان » ذيل آيه 242 از سورهء بقره :
كَذلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ آياتِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ
( اينچنين خداوند آياتش را براى شما بيان مىنمايد به اميد آنكه تعقّل نمائيد ) پس از بيان معناى لغوى كلمهء « عقل » مىفرمايند :
« ألفاظى كه در قرآن كريم دربارهء أنواع إدراك استعمال شده است زياد است و به حدود بيست مورد مىرسد مانند : ظنّ و حسبان و شعور و ذكر و عرفان و فهم و فقه و درايت و يقين و فكر و رأى و زعم و حفظ و حكمت و خبرت و شهادت و عقل . »
سپس به صورت تفصيلى هر يك از اين ألفاظ را بيان مىنمايند تا به لفظ حكمت مىرسند و در تعريف آن مىفرمايند :
« الحكمةُ هِىَ الصّورةُ العلميّةُ مِن حيثُ إحكامِها و إتقانها . « حكمت عبارت است از إدراك علمى از جهت إتقان و محكم بودن آن . » » « 1 »
هامش
( 1 ) - « الميزان فى تفسير القرءَان » ج 2 ، ص 25 و 26 .