پروردگار خود پيدا كنند . »
دوّم : در سورهء شورى :
قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى
. « 1 » « بگو اى پيغمبر من از شما مزدى نمىخواهم مگر آنكه با نزديكان من محبّت و مودّت بنمائيد . »
با دقّت و توجّه در اين دو آيه مباركه أوّلًا استفاده مىشود كه در حقيقت اين دو چيز كه مورد استثناء قرار گرفتهاند ، دو حقيقت جداگانه نداشته و در واقع دو استثناء بر عموم
قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً
و
قُلْ ما أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ
وارد نشده است ؛ بلكه حقيقت اين دو مستثنى يك چيز بيش نبوده ولى داراى دو عنوان و معرّف بوده است . در آيه اوّل راه پيدا نمودن بسوى خدا استثناء شده و در آيه دوّم مودّت ذوى القربى . اين دو عنوان داراى يك حقيقت واحده هستند ؛ راه خدا همان موّدت ذوى القربى است و مودّت به ذوى القربى همان راهى است كه بنده براى وصول به مقام توحيد اتّخاذ مىكند .
و نتيجه بعد ازضمّ اين دو آيه به يكديگر چنين مىشود كه : اى پيغمبر بگو من از شما هيچ مزدى طلب نمىكنم مگر آنكه شما با مودّت به نزديكان من راهى بسوى خداى خود اتّخاذ كنيد .
بنابراين با ملاحظهء انحصار اين دو استثناء از عموم آيه ، و ملاحظهء اتّحاد اين دو معنى نتيجه چنين مىشود كه : مودّت ذوى القربى يگانه راه بسوى خداست و تنها راه بسوى خدا مودّت به ذوى القربى است و بس ؛ يعنى هر مسلمانى كه بخواهد مزد پيغمبر خود را داده باشد حتماً بايد در راه وصول به مقام توحيد و اتّصاف به صفات حضرت حقّ جلّوعلا در تكاپو باشد ، و وصول بدين مقام و اتّصاف بدين صفات فقط و فقط در سايهء مودّت به ذوى القربى
هامش
( 1 ) - آيه 23 ، از سورهء 42 : الشّورى