از ضمّ دو آيه سابق الذّكر به يكديگر استفاده نموديم كه پيمودن راه خدا همان مودّت اهل بيت است و بدون آن كسى راه به خداى خود نخواهد يافت .
حال در سرّ اين مطلب و تأثير محبّت در صلاح عمل و در روش تكاملى انسان بحث مىنمائيم و براى توضيح اين حقيقت ميگوئيم كه : محبّت عبارت است از جاذبهء نفس و كشش روحى حبيب نسبت به محبوب . اين كشش به حسب أفراد و شرائط ديگر مختلف است ، و نيز از نقطه نظر تأثير محبوب و درجهء فعّاليّت آن در نفس محبّ نيز متفاوت است . محبوب هر چه بوده باشد خواه انسان و يا حيوان و جماد و سنگ يا موجود ديگرى ، به هر مقدار كه آثار جمال و محاسن او در نفس محبّ اثر بيشترى داشته باشد ، به همان درجه اين قوّهء كشش و جاذبه در محبّ شديدتر خواهد بود و تعلّق نفس محبّ به محبوب بيشتر خواهد شد .
و چون صفات و آثار هر موجود از توابع و لوازم نفس و روح آن موجود است ، بنابراين به علّت اين جاذبه و كشش روحى نفس محبّ به محبوب ، آثار و صفات محبوب در محبّ منعكس خواهد شد ، تا به سر حدّى كه اگر جاذبهء بين دو نفس به اندازهاى باشد كه در هر حال از يكديگر غفلت نداشته باشند ، گوئى آن دو ، چنان نفسهايشان در هم آميخته و به يكديگر جوش خورده و متّصل و يا متّحد شده است كه هر دو داراى نفس واحدى شدهاند .
در اين حال تمام آثار و صفات محبوب در محبّ طلوع مىكند ؛ چون بنا به فرض اين آثار ، آثار محبوب است ؛ و بنابر رابطهء محبّت و جاذبهء روحى محبّ ، نفس محبوب در كارگاه وجودى محبّ حكمفرما مىشود و بجاى نفْس او آمر و ناهى خواهد بود ؛ و در اين صورت به تبع نفس محبوب ، آثار و صفات آن نيز در نفس محبّ پيدا خواهد شد ؛ و اين راه سريعترين راه اتّصال به ارواح طيّبه است .
رساله مودت (تفسير آيه قل لا أسئلكم عليه أجرا إلا المودة في القربى) (فارسى) — صفحة 36
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٣٦