وَ هُمْ مُهْتَدُونَ .
« 1 »
در اينجا اين مرد بزرگ و روشن دل يكى از دو ركن اساسى حاكم و پيشوا را همان عدم درخواست مزد و پاداش معرّفى مىكند ، و ركن ديگر را بصيرت و وصول و اهتداءِ آنان به مقام انسانيّت و معرفت حضرت بارى . و قرآن مجيد اين موضوع را امضاء نموده و در مقابل اين كلام ، جرح و تعديلى به عمل نياورده است ؛ و اين خود دليل بر صحّت اين حقيقت است .
اگر بنا بشود پيمبرى براى خود مزد بخواهد آن حرّيّت و آزادى در تبليغ از دست ميرود ، و خواه ناخواه جرأت تبليغ شديد در مقابل أفرادى كه از آنها مزد گرفته ندارد ؛ چون شرم و حيائى در شخص مورد إحسان پيدا مىشود كه او را در مقابل إحسان كننده پست و زبون مىكند و از قاطعيّت تبليغ ساقط مىنمايد .
نوح پيغمبر به امّت خود ميگويد :
فَإِنْ تَوَلَّيْتُمْ فَما سَأَلْتُكُمْ مِنْ أَجْرٍ .
« 2 »
در اين صورت هر كه خواهد دعوت را مىپذيرد و هر كه خواهد نمىپذيرد ، و پيغمبر در مقابل أفراد متمرّد شرم و حيائى ندارد و خود را رهين منّت آنان نمىبيند و جدّاً آنها را مورد مؤاخذه و عتاب قرار مىدهد .
حضرت رسول أكرم محمّد بن عبدالله صلّى الله عليه وآله وسلّم نيز از اين حكم كلّى استثناء نشدهاند و از مردم هيچ تقاضاى مزدى ننمودهاند . در سورهء أنعام كه مكالمهء آن حضرت را با قوم خود بيان مىفرمايد ، خداوند به آن حضرت امر مىكند كه :
قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرى لِلْعالَمِينَ .
« 3 » « بگو من از شما هيچ پاداشى نمىخواهم ؛ نزول قرآن در مقابل مزد و جزائى
هامش
( 1 ) - آيه 21 ، از سورهء 36 : يس
( 2 ) - صدر آيه 72 ، از سورهء 10 : يونس ؛ [ اگر از من إعراض نمائيد به من ضررى نمىرسد ، زيرا من از شما اجر و مزدى تقاضا ننمودهام . ]
( 3 ) - آيه 90 ، از سورهء 6 : الأنعام