تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله نكاحيه (كاهش جمعيت ضربه اى سهمگين بر پيكر مسلمين) (فارسى) — صفحة 229

مساهمون:

ص٢٢٩
با وجود اين تمام پزشكان و جرّاحان و آسيستانان و معاونان و سرپرستاران و پرستاران و جميع كادر قابلگى منسوب و وابسته به خصوص اين گروه مىگويند : خانم لوله ات را ببند ! هر وقت خواستى باز مىكنيم ! اين خدعهء آشكار و اين فريب روشن چرا ؟ ! جناب محترم دكتر معروف و مشهور و متخصّص زنان كه سابقهء ارادت حقير نزد ايشان متجاوز از ده سال است : آقاى دكتر مهدى يغمائى سلّمه الله مىگفتند : ما يكنفر را هم نديده‌ايم كه مجدّداً گشايش يابد . إمام جمعه مشهد به زنى گفته بود : اگر با سيم ببندند جائز مىباشد ، نه با نخ . زيرا با نخ قابل برگشت نيست ، بخلاف سيم ! ايشان مىگفتند : اين چه گفتارى است ؟ ! بمجرّد بستن لوله‌ها چنان مىچسبند كه يك تكّه مىشوند ؛ خواه با نخ باشد ، خواه با سيم . خانم دكتر محترم ! شما با اين وسعت اطّلاعات خود ، حتماً از عوارض توبكتومى و وازكتومى و خوردن قرصهاى ضدّ حاملگى و سائر انواع جلوگيرى ، از سرطان رحم و سرطان پستان و سكتهء قلبى و به هم خوردن سيستم جريان خون و از كار افتادن يك ارگان رسمى از پايه‌هاى اصلى بدن و عوارض بيشمار آن ، مسلّماً و بدون شكّ مطّلع بوده‌ايد ! ! ! چرا به زنان ايران بازگو نكرديد ؟ ! سازمان شما به نام و عنوان سازمان بهداشت جهانى مادران و كودكانست ؛ اينست معنى بهداشت ؟ ! اينست معنى حفظ تندرستى ؟ ! اينست معنى كوشش براى سلامت بشر ؟ ! مخدّرهء مجلّله ، همشيرهء محترمهء آقاى عبد الرّحيم جلاليان قزوينى ، به اهل بيت ما گفته‌اند : من شكم پنجم را حامله هستم و براى پيش آمدى نزد يكى از خانمهاى پزشك زنان كه در قزوين شهرت بسزائى دارد رفتم . پس از سلام سر خود را پائين انداخته و از روى حيا و خجالت گفتم : اين شكم پنجم من است . فوراً آن خانم دكتر گفت : « چرا خجالت مىكشى ؟ ! ما نفهميديم اين