« فصل ديگر كتاب به توصيههائى در نابود ساختن عوامل و اسباب نيرومندى و توانائى مسلمانان ، و ناتوان و ضعيف كردن آنان به عمل آمده كه جالب توجّه است . » در اينجا بيست و سه مادّه را ذكر مىكند و بيستمين آنها كه در ص 86 مىباشد از اين قرار است :
« 20 - نسل را بايد كنترل كرد « 1 » و نگذاشت مردها بيش از يك همسر داشته باشند ؛ امر زناشوئى را بايد با وضع مقرّراتى دشوار ساخت . مثلاً هيچ مرد عربى حقّ ازدواج با زن ايرانى ، و يا بالعكس ، مرد ايرانى با زن عرب را نداشته باشند . و بدينگونه تركها با ايرانيها و عربها ازدواج نتوانند كرد . »
و از جمله در ص 73 آورده است : « كتاب در فصل ديگرى به تشريح نقاط قوّت و نيرومندى اسلام و علل پيشرفت مسلمانان مىپردازد ، و اضمحلال و نابودى اين مظاهر ترقّى و تكامل را در سرلوحهء اقدامات وزارت مستمرات قرار ميدهد . » و در اينجا نيز بيست و سه امر مؤكّد در اسلام را بر مىشمرد ، كه همان عواملى مىباشد كه بيست و سه مادّهء مذكور براى نابود ساختن آنها توصيه شده
هامش
دهيم . ( « خاطرات همفر » ص 87 )
( 1 ) در مجلّهء « دانشمند » شمارهء 6 ، مورّخهء شهريور 1372 ، درست آن دستورات را مو به مو ، به طور تشويق و ترغيب بر قطع نسل ابراز كرده و صريحاً از رشد و نموّ و كثرت مردمان مسلمان بخصوص جوانان در اضطراب افتاده است ؛ در ص 62 مىگويد : « امّا چندى بود كه در كشور ما اهمّيّت اين تأثيرات مخرّب رشد جمعيّت را فراموش كرده بودند . در يكى از راهنماهاى سياحتى ايران كه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى چند سال پيش چاپ كرده بود ، بر اساس سرشمارى عمومى 1365 ، دربارهء جمعيّت كشورمان نوشته بودند : « حدود 46 درصد كلّ جمعيّت در گروه سنّى زير 15 سال قرار دارند ، بدين ترتيب جمعيّت ايران از نظر تركيب سنّى از جملهء جوانترين جمعيّتها در ميان كشورهاى دنياست . به همين خاطر جامعه پر از شور و نشاط جوانى است . » آنگاه مجلّه شروع كرده است به انتقاد از جمعيّت جوان . آيا اين مجلّه و اين نظريّه و اين تبليغات غير از حكايت كردن دستورات نه مرموز بلكه صريح استعمار ، مسخره كردن قيام مردم مسلمان ايران ، استهزاء به سنّت قاطعهء نبويّه ، و كشاندن امّت را به نسل كشى و عقيم كردن چيزى مىتواند بوده باشد ؟ !