رشد جمعيّت در كشورهاى اسلامى سير نزولى داشته باشد . ارائهء افكار جديد كه چون دستاويزى براى جدا ساختن زن از ارزشهاى جامعهاش مطرح مىگردد موجب شده تا موقعيّت زن و نقش وى در جوامع اسلامى تغيير يابد و سخن از شركت دادن زن در طرحهاى رشد از اين افكار سرچشمه ميگيرد ، كه از طريق تعليم زن صورت ميگيرد .
آنچه از تحقيقات بدست مىآيد اينست كه چنين زنانى به شركت در بازار كار روى مىآورند ؛ و همين زنان شاغل هستند كه اكثراً منادى جدا شدن از ارزشهاى اجتماعى خويش مىباشند تا بدينوسيله زن همراه با تمدّن غرب در مسير بىدينى پيش برود و الگوهاى غربى را براى خود بپذيرد .
دقيقاً همين زنان هستند كه از زنان ديگر ميخواهند با پذيرش ويژگيهاى يك زن غربى در مسير بىدينى پيش بروند ؛ به اين دليل كه بچّه دار شدن ( زايمان ) با آزادى و استقلال و تحقّق هويّتشان در تضادّ است !
آنها تلاش ميكنند زنان را متقاعد كنند كه زايمان ، زيبائى و سلامتى زن را به خطر مىاندازد . ترديدى نيست كه حركت زنان در كشورهاى اسلامى كه راه فرهنگ غرب را در پيش گرفتهاند ، زنان مسلمان را به طرف الگوهاى فرهنگى غرب مىكشاند .
مسأله مرگ و مير در سياستهاى كنترل جمعيّت ، وسيلهاى در جهت كاهش سطح رشد جمعيّت به حساب مىآيد . به اين معنى كه بر مسأله كاهش مرگ نوزادان شيرخوار و كاهش مرگ مادران باردار بخاطر زايمان بسيار تأكيد مىشود و ادّعا مىشود كه بيشتر تحقيقات نشان مىدهد كه افزايش بىرويّه جمعيّت منجرّ به مرگ نوزادان شيرخوار مىگردد .
اين ادّعا در صورتى پذيرفتنى است كه شواهد بيشترى جمع آورى شود ، چرا كه اين بررسيها عواملى چون تغذيه و بهداشت را كه در مسأله مرگ و مير مؤثّرند به حساب نياوردهاند .
رساله نكاحيه (كاهش جمعيت ضربه اى سهمگين بر پيكر مسلمين) (فارسى) — صفحة 88
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٨٨