تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله نكاحيه (كاهش جمعيت ضربه اى سهمگين بر پيكر مسلمين) (فارسى) — صفحة 86

مساهمون:

ص٨٦
سياستهاى كنترل جمعيّت توجّه كردند . اين افراد فرهنگشان را با اين مشخّصه‌ها توصيف ميكردند : 1 - حاكميّت بىدينى به مثابه يك چارچوب براى فرهنگ . 2 - گسترش سيطره فردگرائى . 3 - تضعيف نقش اخلاق عمومى . 4 - تضعيف ارزشهاى اساسى اجتماعى . 5 - گسترش حاكميّت ارزشهاى ثانوى . 6 - تأكيد برارج نهادن به منافع شخصى . و در كنار آن اظهار ميدارند كه ديدگاههاى فلسفى سياستهاى جمعيّت شناسى كه بر اساس بىدينى پايه گذارى شده با دين اسلام در تضادّ است . همراه با طرحهاى خارجى براى تغييرات فرهنگى در كشورهاى اسلامى ، كشورهاى غربى اين الگوهاى اجتماعى را رواج دادند . اين الگوها در وجود بعضى از مسلمانان كه در دامان فرهنگ و تمدّن غرب رشد كرده‌اند و از تعليمات غربى برخوردار شده‌اند رسوخ كرده است . به همين خاطر تغييرات فرهنگى در جوامع اسلامى بسرعت به طرف الگوهاى فرهنگى غربى پيش رفت كه منجرّ به گسترش بىدينى و فردگرائى شد و اخلاق عمومى و ارزشهاى اجتماعى را كه از دين اسلام سرچشمه ميگرفت تضعيف كرد . بدين ترتيب اصول اخلاقى ثانويّه بوجود آمد و اين ارزشها باعث شد تا به منافع شخصى افراد ارج نهاده شود . اينجاست كه مىتوان به ابعاد سياست كنترل جمعيّت كه منجرّ به كاهش رشد جمعيّت مىشود پى برد ، و اين نغمه كه رشد بىرويّه جمعيّت ، مخالف آزادى و استقلال زن مىباشد و افزايش جمعيّت با تحقّق زيبائيهايش منافات دارد از همين جا ساز شده است . همچنين تلاش در جهت متقاعد ساختن خانواده‌ها به اينكه با افزايش