مى پردازد ، و ثانياً در هر يك شروع به مندرجات آن به ترتيب مىنمايد . و ما نيز در اينجا اوّلاً به كلام خود روزنامه مىپردازيم ، و ثانياً به ذكر مقاله آن به ترتيب .
امّا شرح و معرّفى روزنامه اينطور مىباشد :
« اشاره : در سالهاى اخير ، رسانههاى گروهى كشورمان به تبعيّت از سياست ضرورت كنترل جمعيّت ، مطالب زيادى همسو با اين سياست به چاپ رسانده و پخش كردند . در نتيجه همين تبليغات سنگين و يكطرفه ، اكنون اين تفكّر به صورت يك اصل بديهى در اذهان عمومى جاى گرفته ، و حتّى اكثريّت نمايندگان مجلس شوراى اسلامى را نيز تحت تأثير قرار داده تا آنجا كه عليرغم هشدارهاى جمع قابل توجّهى از نمايندگان ، سرانجام متأسّفانه قانون محروميّت فرزند چهارم از امتيازات دولتى به تصويب رسيد .
طرفداران كنترل جمعيّت اصرار دارند مردم كشور را از خطرات آن مطّلع نسازند
نكته بسيار مهمّ اينست كه سيطره طرفداران سياست كنترل جمعيّت بر رسانههاى گروهى بقدرى قوى است كه بسيارى از رسانهها تا كنون حاضر نشدهاند نظرات مخالفان اين سياست را منتشر كنند .
آنچه معمولاً در مطبوعات چاپ يا از راديو و تلويزيون پخش مىشود ، صرفاً نظر يكطرفه ايست كه متولّيان كنترل جمعيّت تهيّه و تدوين ميكنند و در اختيار رسانهها قرار مىدهند . حتّى اگر اجلاس يا گردهمائيهائى در زمينه كنترل جمعيّت تشكيل مىشود ، مخالفان اين سياست را در اين نشستها و گردهمائيها راهى نيست .
اين وضعيّت نامطلوب تا آنجا پيش رفته است كه اخيراً يكى از پزشكان سرشناس كشورمان ناچار شد خطرات اين سياست و عدم انطباق شيوههاى إعمال آن با فرهنگ اسلامى را طىّ مقالهاى كه در روزنامهء « جمهورى اسلامى » يكشنبه 16 / 8 / 72 بچاپ رسيد گوشزد نمايد . « 1 »
هامش
( 1 ) منظور جناب محترم ، طبيب متخصّص و متعهّد كم نظير كشورمان آقاى دكتر ناصر سيم فروش است كه مقاله وى را ما در همين كتاب ص 66 ، از روزنامهء «