ريشش جارى بود . « 1 »
زينب فرياد برداشت : وَيْحَكُمْ ! أَمَا فِيكُمْ مُسْلِمٌ ؟ !
« اى واى بر شما ! آيا در بين شما يك نفر مسلمان نيست ؟ ! »
هيچكس جواب او را نداد « 2 » عمر بن سعد فرياد زد : پياده شويد و حسين را راحت كنيد !
شمر مبادرت كرد ، و با پايش به آن حضرت زد ، و روى سينهاش نشست . و با شمشير دوازده ضربه بر آن حضرت زد . « 3 » و محاسن مقدّسش را گرفت ، و سر مقدّسش را جدا كرد .
اشعار مرحوم نيّر تبريزى
چقدر مرحوم حجّت الاسلام نَيّرِ تبريزى وضع و كيفيّت موجودات را هر يك به نوبهء خود و در سعه و استعداد خود ، در وقت شهادت حضرت ، خوب مجسّم نموده است ؛ آنجا كه گويد :
جان فداى تو كه از حالتِ جانبازى تو * در طَفِ ماريه از ياد بشد شور نُشور
هامش
( 1 ) « مقتل مقرّم » ص 333 ، از « كامل » ابن أثير ج 4 ، ص 32
( 2 ) « مقتل مقرّم » ص 333 ، از « إرشاد » مفيد
( 3 ) همان مصدر ، از « مقتل العوالم » ص 100 ، و از « مقتل خوارزمى » ج 2 ، ص 73