وارد ساخت . و حصين بر حلقوم آن حضرت تيرى زد . « 1 » و ديگرى بر گردن مبارك ضربهاى وارد ساخت . و سِنانِ بن أنَس با نيزه در تَرقُوهاش زد ، و پس از آن بر سينهء آن حضرت زد . و سپس در گلوى آن حضرت تيرى فرو برد ؛ « 2 » و صالح ابن وَهب در پهلويش تيرى وارد كرد . « 3 »
هِلال بن نافع مىگويد : من در نزديكى حسين ايستاده بودم كه او جان مىداد ؛ سوگند به خدا كه من در تمام مدّت عمرم ، هيچ كشتهاى نديدم كه تمام پيكرش به خون خود آلوده باشد و چون حسين صورتش نيكو و چهرهاش نورانى باشد . به خدا سوگند لَمَعات نور چهرهء او مرا از تفكّر در كشتن او باز مىداشت ! « 4 »
و در آن حالتهاى سخت و شدّت ، چشمان خود را به آسمان بلند نموده ، و در دعا به درگاه حضرت ربّ ذو الجلال عرض مىكرد :
صَبْرًا عَلَى قَضَآئِكَ يَا رَبِّ ! لَا إلَهَ سِوَاكَ ، يَا غِيَاثَ
هامش
( 1 ) « مقتل مقرّم » از « الإتحاف بحبّ الأشراف » ص 16
( 2 ) « مقتل مقرّم » از « لهوف »
( 3 ) « لهوف » ص 110 ؛ و « مقتل مقرّم » ص 329 ، از « لهوف »
( 4 ) « مقتل مقرّم » ص 329 و 330 ، از ابن نما ، ص 39 ؛ و « المجالس السّنيّة » مجلس 69