تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نگرشى بر مقاله بسط و قبض تئوريك شريعت دكتر عبد الكريم سروش (فارسى) — صفحة 303

مساهمون:

ص٣٠٣
شديده اكيدهء مُغلَّظه شده‌اند كه اين نوع كراهت تالى تِلوِ حرمت است ؛ يعنى با حرمت تقريباً هم ميزان و هم درجه است .

« فَأْتُوا حَرْثَكُمْ أَنَّى شِئْتُمْ

» دلالت بر جواز وطى زنان از غير محلّ تناسل ندارد در روايت از رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم وارد است كه فرمود : مَحَآشُّ النِّسَآءِ عَلَى أُمَّتِى حَرَام . « 1 »
هامش
( 1 ) اين روايت صحيحه است كه سَدِير از حضرت صادق عليه السّلام از رسول خدا روايت نموده است ، و شهيد ثانى در « شرح لمعه » آورده است ، و نيز مجلسى در « بحارالانوار » طبع كمپانى ، ج 23 ، ص 98 ، از « تفسير عيّاشى » از يزيد بن ثابت روايت كرده است كه مردى از أمير المؤمنين عليه السّلام درباره وطى زنان از دُبُر پرسيد . حضرت فرمود : سَفَلْتَ سَفَلَ اللَهُ بِكَ ! أما سَمِعْتَ اللَهَ يَقولُ : أَ تَأْتُونَ الْفَحِشَةَ مَا سَبَقَكُم بِهَا مِنْ أَحَدٍ مّنَ الْعلَمِينَ ؟ « پست شدى ، خدا ترا پست كند ! مگر نشنيده‌اى كه خدا درباره قوم لوط ميگويد : آيا شما كار قبيحى را انجام ميدهيد كه هيچكس از جهانيان در اين كار بر شما سبقت نگرفته است ؟ ! » و نيز عيّاشى از صفوان بن يحيى از بعض اصحاب روايت كرده است كه گفت : از حضرت صادق عليه السّلام درباره آيهنِساؤُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ فَأْتُوا حَرْثَكُمْ أَنَّى شِئْتُمْپرسيدم . فرمود : از جلو با آنها آميزش كنيد ؛ و از پشتشان و ليكن در فرج بايد باشد . و نيز عيّاشى از مُعَمّر بن خَلّاد از حضرت رضا عليه السّلام روايت مىكند كه از من پرسيد : شما درباره آميزش با زنان از عقبشان چه ميگوئيد ؟ ! عرض كردم : به من اينطور رسيده است كه اهل مدينه در آن باكى نميبينند . حضرت فرمود : يهود چنين ميپنداشتند كه چون مردى با زنش از عقب و ليكن در فرجش نزديكى كند ، بچّهاش أحْول يعنى چپ چشم متولّد مىشود . خداوند اين آيه را نازل كرد :نِساؤُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ فَأْتُوا حَرْثَكُمْ أَنَّى شِئْتُمْيعنى : از جلو و يا از عقب جماع كنيد اشكال ندارد و ليكن بايد در فرج آنها باشد ؛ در مقابل گفتار يهود . و مراد خداوند جواز وطى در دبرهايشان نبوده است . و عين اين روايت را عيّاشى ، نيز از حسن بن علىّ از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده است . و همچنين عيّاشى از زرارة از حضرت باقر عليه السّلام آورده است كه چون من از قول خدا :نِساؤُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْپرسيدم ، فرمود : مِنْ قُبُلٍ . « بايد وطى در خصوص فرج باشد » . و باز عيّاشى از أبو بصير از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده است كه گفت : پرسيدم از كسى كه با زنش در دبر جماع مىكند ، حضرت بدشان آمد و گفتند : معناىنِساؤُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ فَأْتُوا حَرْثَكُمْ أَنَّى شِئْتُمْاينست كه : أىَّ ساعَةٍ شِئْتُمْ « هر زمان كه بخواهيد » نه هر جا كه بخواهيد . در مقابل اين دسته از روايات ، عيّاشى از ابن أبى يَعفور از حضرت صادق عليه السّلام روايت مىكند كه : پرسيدم از وى از وطى كردن زنان را در دبرشان ، فرمود : باكى ندارد و سپس اين آيه را قرائت كرد :نِساؤُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ فَأْتُوا حَرْثَكُمْ أَنَّى شِئْتُمْو عيّاشى از عبد الرّحمن بن حجّاج روايت مىكند از حضرت صادق عليه السّلام كه وقتى نزد آن حضرت از وطى با زنان از دبر سخن به ميان آمد فرمود : من هيچ آيه‌اى را در قرآن كه آن را جائز شمرده باشد نيافتم مگر آيه :إِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجالَ شَهْوَةً مِنْ دُونِ النِّساءِ *. و نيز عيّاشى از حسين بن علىّ ابن يَقطين روايت مىكند كه از حضرت كاظم عليه السّلام از اين امر پرسيدم ، فرمود : يك آيه در قرآن آن را حلال كرده كه درباره قوم لوط است :هؤُلاءِ بَناتِي هُنَّ أَطْهَرُ لَكُمْ« اين دختران منند كه براى شما پاكيزه‌ترند » و حضرت لوط ميدانست كه آن قوم فرج را نميخواستند . بارى ، از مجموعه اين روايات آنچه بدست ميآيد ، حرمت آميزش در دبر است . زيرا معناى حرث كشت و تناسل است و آن فقط از فرج متحقّق مىشود ، بنابراينفَأْتُوا حَرْثَكُمْ أَنَّى شِئْتُمْمسلَّماً به معناى مكان نيست ؛ بلكه به معناى كيفيّت است يعنى بايد جماع در فرج باشد بهر صورتى كه ميخواهيد . و روايتى كه دلالت داشت مراد از أنى ، زمانيّه است معارض است با روايتى كه بر اين معنى دلالت دارد فلهذا ساقط است . و صحيحه ابن أبييعفور معارض است با اين روايات كثيره دالّه بر حرمت و ساقط است ؛ با وجود معارضه با ظاهر كتاب كه فى حدِّ نفسِها موجب سقوط آنست . و روايت ابن حجّاج و همچنين روايت حسين بن علىّ بن يقطين ، متشابه المعنى است زيرا استناد به دو آيه شده كه هيچكدام دلالت بر جواز ندارند . بنابراين رفع يد از اين روايات معارضه اوّلًا به جهت مخالفتشان با ظاهر كتاب و ثانياً به جهت تعارضشان با روايات كثيره ديگرى كه متناً و سنداً از اينها أقوى هستند لازم است .