حميد و تِرمِذى و نَسائى و أبو يَعلَى و ابن جَرير و ابن مُنذر و ابن أبى حاتِم و ابن حِبّان و طبرانى و خرائطى در « مساوى الاخلاق » و بيهقى در « سُنَن » و ضياء در « مختارة » از ابن عبّاس روايت كردهاند كه گفت :
جآءَ عُمَرُ إلَى رَسولِ اللَهِ صَلَّى اللَهُ عَلَيْهِ ( وَ ءَالِهِ ) وَ سَلَّمَ فَقالَ : يَا رَسولَ اللَهِ ! هَلَكْتُ !
قالَ : وَ مَا أَهْلَكَكَ ؟ ! قالَ : حَوَّلْتُ رَحْلى اللَيْلَةَ . فَلَمْ يَرُدَّ عَلَيْهِ شَيْئًا ، فَأوْحَى اللَهُ إلَى رَسولِهِ هَذِهِ ايَةَ :
نِساؤُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ فَأْتُوا حَرْثَكُمْ أَنَّى شِئْتُمْ .
« 1 »
يَقولُ : أقْبِلْ وَ أدْبِرْ وَ اتَّقِ الدُّبُرَ وَ الْحَيْضَةَ ! « 2 »
« عمر به نزد رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم آمد و گفت : اى رسول خدا ، من هلاك شدم !
رسول خدا فرمود : چه چيز باعث هلاكتت شد ؟ !
عمر گفت : من زن خود را ديشب در رختخواب واژگون نمودم ! پيامبر هيچ پاسخى به او نداد ، تا خداوند به پيغمبرش اين آيه را وحى فرستاد : زنهاى شما محلّ كشت و زار اولاد شما هستند ، بنابراين در محلّ كشت و زرع خود به هر كيفيّتى كه ميخواهيد برويد !
خدا ميفرمايد : ميخواهى با زنان از جلو و روبرو ، و ميخواهى با ايشان از پشت سر ، ولى در محلّ كشت و زرع كه محلّ زناشوئى است مجامعت كن ! و
هامش
( 1 ) صدر آيه 223 ، از سوره 2 : البقرة ؛ و كلمهأَنَّىدر اين آيه روشن است كه به معناى زمان و مكان نيست ، زيرا منافات با معناى حَرْث دارد كه به معناى كشت و توليد مثل است ؛ و حتماً بايد به معناى حَيْثُ كه دلالت بر كيفيّت دارد باشد ، تا با معناى حَرْث مناسب باشد ؛ و در اين صورت اين آيه را ميتوان از ادلّه حرمت وطى در دبر به شمار آورد .
( 2 ) « الدُّرّ المَنثور » ج 1 ، ص 262 ؛ « تفسير ابن كثير دِمَشقى » طبع دار الفكر ، ج 1 ، ص 463