از دو چيز پرهيز كن : يكى از مجامعتشان در دبر يعنى از پشت كه محلّ توالد و تناسل نيست ، و ديگرى در حال حيض و عادت ماهيانه . »
و نيز از أحمد بن حنبل از ابن عبّاس روايت كردهاند كه : جماعتى از انصار به حضور رسول الله صلّى الله عليه و آله و سلّم آمدند و از كيفيّت جماع پرسيدند ، اين آيه نازل شد :
نِساؤُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ
و رسول خدا فرمود :
ائْتِهَا عَلَى كُلِّ حَالٍ إذَا كَانَ فِى الْفَرْجِ . « 1 »
« به هر كيفيّت و به هر صورتى ميخواهى ميتوانى با ايشان در آميزى ، مشروط به آنكه در خصوص فرج باشد نه در دبر . »
از شرع و شريعت كه بگذريم ، در طبّ نيز مضارّ جماع با زنان از دبر به ثبوت رسيده است . « 2 »
ميرزا محمّد حكيم ( مَلِك الاطبّآء ) گويد : از جمله جماعهاى لازم الاجتناب ، لواط با زنان نمودن است . زيرا كه به تجربه يافتهاند كه اولاد چنين شخصى مبتلا به علّت معروف « 3 » خواهد شد . زيرا كه پاره حكايات و أخبارات طبّيّه بر اثبات اين مطلب در اين بابست كه ذكر آنها در اين رساله موجب طول است . « 4 »
هامش
( 1 ) « الدُّرُّ المَنثور » ج 1 ، ص 262 ؛ « تفسير ابن كثير » طبع دار الفكر ، ج 1 ، ص 463
( 2 ) و از آنچه گفته شد معلوم مىشود كه : آنچه را كه در ص 275 از كتاب « بازشناسى قرآن » بنام دكتر روشنگر آورده ، و نسبت جواز وطى زنان در دبر را به قرآن داده و استناد به كلمهأَنَّىنموده است چقدر بى اساس است .
( 3 ) مراد از علّت معروف ظاهراً مرض ابْنَه مىباشد ؛ يعنى كسالتى كه در دبر پيدا مىشود و غير از وطى مردان و آب منى چاره ندارد .
( 4 ) « حفظ صحّت ناصرى » طبع سنگى ، ص 158 ؛ اين رساله را براى ناصر الدّين شاه نوشته است .