ارتقاء شهودى و وصول به مقام عرفان انسانى براى ظهور نور مطلق و وحدت حقّهء حقيقيّهء ذات اقدس حقّ متعال مىداند . « 1 »
هامش
( 1 ) عبد الحليم جندى در كتاب « الإمام جعفر الصّادق » ص 295 گويد : « و چه بسا كلامى كه از جابر بن حيّان نقل شده است ، واضحترين گفتارى است در دلالت بر طريقهء تجربه كه آن را از مجلس امام صادق و يا از كتب او ياد گرفته است . زيرا جابر در مقدّمهء كتابش « الأحجار » امام را مخاطب نموده مىگويد : و حقّ سيّدى ! لو لا أنّ هذه الكتب باسم سيّدى - صلوات الله عليه - لما وصلت إلى حرف من ذلك إلى الأبد . « و به حقّى كه آقايم بر من دارد ! اگر اين كتابها بنام آقاى من - كه درود باد بر او - نبود ، تحقيقا من تا ابد به يك حرف از آن هم پى نمىبردم . » جابر در كتاب « الخواصّ » راجع به روش خود مىگويد : اتعب أوّلا تعبا واحدا ؛ و اعلم ، ثمّ اعمل . فإنّك لا تصل أوّلا ، ثمّ تصل إلى ما تريد . « در ابتداى امر فىالجمله زحمتى را بر خود هموار كن ؛ و بدان ، سپس عمل كن . زيرا كه تو در وهلهء اوّل نخواهى رسيد ؛ و پس از آن به آنچه مىخواهى مىرسى ! » و در كتابش « السّبعين » مىگويد : من كان درّبا ( مجرّبا ) كان عالما حقّا . و من لم يكن دربا لم يكن عالما . و حسبك بالدّربة فى جميع الصّنائع ، أنّ الصّانع الدّرب يحذق و غير الدّرب يعطّل . « كسى كه كار آزموده و مجرّب باشد ، حقّا عالم است . و كسى كه كار آزموده نباشد عالم نيست . و همين براى تو بس است به جهت تجربه و كار آزمودگى كه در جميع صنايع ، صنعتگر آزموده و كهنه كار ، كار را از روى حذاقت و صحّت انجام مىدهد ، و صنعتكار بدون تجربه كار را خراب و ضايع مىسازد . » طريقه و روش عمل جابر در عبارتى كه از وى رسيده است پيداست . او مىگويد :
عملته بيدى و بعقلى ، و بحثته حتّى صحّ . و امتحنته فما كذب . « من با دستم و با فكرم و تدبيرم كار را انجام دادم ، و در طلب آن تفتيش و كنجكاوى و تجسّس را به كار بستم تا اينكه آن عمل بدون عيب و سالم خاتمه يافت . در اين حال چون در آن آزمايش به عمل آوردم ، نتيجه غير صحيح و خلاف نبود . » استاد فلسفهء اسلاميّهء معاصر ما در جامعهء قاهره در اين باره مىگويد :
. . . فلو شئت تلخيصا للمنهج الدّيكارتى كلّه ، لم تجد خيرا من هذا النّص الّذى أسلفنا عن جابر .
« اگر نتيجه و محصّل و ملخّصى از تمام طريقهء دكارت بخواهى ، از اين عبارتى را كه ما از