هامش
- بودم و مىخواستم او را به قرآن قسم دهم ؛ اگر سود داشت كه فبها ، و گرنه از جايم برخيزم و بجهم گلويش را با دو دست بگيرم و با شصتهايم آنقدر فشار دهم تا خفه شود . » مرحبا بر اين همّت و اين غيرت ! پس از كشف حجاب و عريان نمودن زنان ، ساليان متمادى بود ( تقريبا پنج سال از 1314 تا 1318 شمسى ) كه زنان و دختران عفيف ايران در خانهها حبس بوده و از منزل بيرون نيامدند . پس از فرار پهلوى در جنگ و ورود متّفقين به ايران و سلطنت پسرش محمّد رضا پهلوى ، آية الله قمّى از عتبات به طهران آمد براى آنكه حجاب بانوان را آزاد كند . سه شب در مسجد شاه سابق ( مسجد آية الله خمينى فعلى ) در طهران اقامهء جماعت كرد ؛ و ائمّهء جماعت طهران همگى به احترام مقدمش نمازهاى خود را تعطيل و به جماعت ايشان پيوستند . شب سوّم حقير براى استفاده از جماعت ايشان به آن مسجد رفتم و در صفوف مقدّم جا گرفتم . جمعيّت بقدرى بود كه بامهاى مسجد مملوّ از جمعيّت بود . پس از نماز ، مرحوم واعظ شهير و عالم و پرهيزگار آن دورهء طهران : حاج ميرزا عبد الله صبوحى طهرانى بر فراز منبرى بلند رفت و در بالا ايستاد و عبا را برداشت و عمامه را نيز از سر برداشت و آستينهاى خود را بالا زد ، و اين آيهرَبَّنا إِنَّنا سَمِعْنا مُنادِياً يُنادِي لِلْإِيمانِ أَنْ آمِنُوا بِرَبِّكُمْ فَآمَنَّارا تا آخر آيه قرائت كرد . آنگاه شرح حال مفصّل رسول خدا از تحمّل اذيّتهاى قريش در مكّه و بيرون كردن قريش آن حضرت را و هجرت به مدينه ، و سپس ظهور اسلام در مدينه و آنگاه حركت رسول الله را با ده هزار مرد جنگى براى فتح مكّه چنان تشريح كرد كه اينك آن خطابهء عجيب و نعرههاى او بر فراز منبر در گوش من طنينانداز است . آنگاه شرح حال آية الله قمّى را بيان كرد ، و شرح حال رسول الله و هجرت و فتح مكّه را تطبيق بر ايشان و تبعيد كردن و اينك مظفّرانه بازگشتن نمود . آنگاه گفت : اين سيّد پسر رسول خداست ؛ از كربلا آمده است تا از شاه تقاضا كند كه پنج مادّه را بايد امضا كند و متعهّد به قبول شود . آنگاه فورا گفت :
من غلط كردم ، غلط گفتم ، آمده است تا به شاه امر كند كه اين موادّ را امضا كند : يكى آزادى حجاب ، يكى ساختن قبور امامان بقيع ، يكى برداشتن مدارس مختلط ، يكى تدريس شرعيّات در مدارس ، يكى هم راجع به آذوقهء مردم بود . اگر شاه فورا قبول مىكند كه هيچ ،