[ خيانتهاى محمّد على فروغى در زمان رضا خان و محمّد رضا پهلوى ]
روس و انگليس در ايران ، رضا خان با پيشنهاد همين فروغى كه نخست وزير بود ، چمدانش را برداشته و به اصفهان و از آنجا به بندر عبّاس گريخت ؛ و سوار كشتى انگليسى شده و پس از توقّف در محلّى به جزيرهء موريس روانه شد ، و طولى نكشيد كه در آنجا جان داد . اوضاع دينى ايران فىالجمله تغييرى حاصل كرد ؛ و معاندين و دشمنان اسلام از جمله همين فروغى كه در دوران انگليسها در ايران و تا پايان جنگ مقام نخست وزيرى را براى پسر شاه فرارى :
محمّد رضا ( كه اربابها بعدا به وى لقب آريامهر داده بودند ) داشت ، ديگر نتوانستند به مقاصد خود ادامه دهند .
دوباره تدريس قرآن در مدارس رائج و مساجد معمور ، و وعّاظ و اهل منبر در منابر به خطبهها و سخنرانيها پرداختند . و عمامهها بر سر گذاشته شد و رفع ممنوعيّت شد .
[ قبول پنج مادّهء پيشنهادى مرحوم آية الله العظمى حاج آقا حسين قمّى ، از طرف شاه ]
و با قيام و اقدام آية الله العظمى مرحوم حاج آقا حسين قمّى ، و حركتش از نجف و كربلا به طهران ، و اعلان جنگ با دولت و شاه براى آزادى مردم و آزادى نسوان در حجاب ، و برداشتن مدارس مختلط ( دخترانه و پسرانه درهم ) و تدريس قرآن و شرعيّات ، للّه الحمد و المنّه شاه و دولت عقبنشينى نموده ، تاب مقاومت نياوردند . و چون بر پنج مادّهء پيشنهادى ايشان متعهّد به قبول شدند ، حجاب آزاد شد ؛ و به حمد الله و المنّه دين و ديندارى در سطح متوسّطى - البتّه نه به تمام معنى - بجاى خود برگشت . « 1 »
هامش
( 1 ) - آية الله حاج آقا حسين قمّى طباطبائى ، در وقت كشف حجاب در مشهد مقدّس بود . براى ملاقات پهلوى به طهران آمد . پهلوى اجازهء ملاقات نداد ، و او را در باغ سراج در حضرت عبد العظيم محصور و ممنوع ممنوعالملاقات نمود و سپس به عتبات عاليات تبعيد كرد .
مرحوم استاد ، آية الله حاج شيخ مرتضى حائرى أعلى الله مقامه مىفرمود : از آية الله قمّى بعدا پرسيدند : شما از ملاقات با پهلوى چه نظرى داشتى ؟ گفت : « در مرتبهء اوّل مىخواستم او را موعظه كنم ؛ اگر سود داشت كه فبها ، و گرنه در مرتبهء دوّم با خودم قرآن بغلى برده