[ تفسير آية الله علّامهء طباطبائى در معناى إِنَّا جَعَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِيًّا لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ
]
حضرت استادنا الأكرم آية الله علّامهء طباطبائى قدّس الله نفسه الزّكيّة در تفسير اين آيه مباركه آوردهاند :
« و الكتب المبين براى قسم است ، و جواب آن إنّا جعلنه قرءنا
هامش
- يحيى بن حمزهء علوى صاحب كتاب « الطّراز » است .
بارى ، هيچ تفسيرى نيست كه از يكى از امامان اهل بيت به ثبوت رسيده باشد ، مگر آنكه عقول آن را تلقّى به قبول كرده است ، چون مخالف كتاب و سنّت نيست ؛ بلكه با نورانيّت شديدى كتاب و سنّت را شرح مىكند . درحالىكه معتزله آيات را تأويل مىنمايند تا طبق اصول خمسهء خودشان * معنى و مفاد را پائين آورند . و اين شكاف بزرگى است ميان اهل تأويل و ميان امام جعفر و شيعهء اماميّه . امّا فرقهء اسماعيليّه ، آنان بعضى از تأويلات باطنيّهاى را دارند كه معنى ظاهر را كنار مىزند . و به الفاظ ، معانىاى را حمل مىكنند كه آن الفاظ طاقت كشش و تحمّل آن بار را ندارند . »P( * )
- عبد الحليم در تعليقهء اين عبارت گويد : « اصول خمسهء معتزله عبارت است از :
( 1 ) - توحيدى كه از ذات نفى صفات جسم و مكان را مىنمايد . امّا اهل سنّت صفات خدا را مختصّ به او ميدانند و مىگويند : خداوند همانطور است كه خودش خودش را وصف نموده است ، و بنابراين تشبيهى براى خدا به مخلوقاتش نيست .
( 2 ) - عدل ؛ و مفادش آنست كه خداوند امر نمىكند مگر به خوبى ، و نهى نمىكند مگر از زشتى . و آن كارهائى كه مردم انجام مىدهند راجع به خود آنهاست و به همين سبب ثواب و عقاب مىشوند . و امّا اهل سنّت مىگويند : خدا خالق عمل است ، و بنده كسبكنندهء عمل است .
( 3 ) - وعد و وعيد يا ثواب و عقاب ملازم فعل است . و امّا اهل سنّت معتقدند كه :
خداوند گاهى توبه را از مرتكب گناه كبيره قبول مىنمايد .
( 4 ) - منزلهء بين المنزلتين ؛ يعنى مرتكب گناه كبيره نه مؤمن است و نه كافر ، بلكه فاسق است گرچه عذابش از كافر كمتر است .
( 5 ) - امر به معروف و نهى از منكر ؛ بخصوص وقتى كه قدرت و سلطه در دستشان باشد ، اين امر شدّت پيدا مىكند . »