هامش
-بِرُؤُسِكُمْبراى تبعيض است . . . و ابن قتيبة براى آمدنش براى تبعيض تصريح دارد . . . و بو علىّ فارسى و ابن جنّى . . . و نيز شافعى كه از ائمّهء لسان عرب است گفته است : باء براى تبعيض آيد . و أحمد و أبو حنيفه به مقتضاى آن گفتهاند . » و از جمله موارد استعمال ظاهر لسان عربى ، تفسير كوثر است كه به ذرّيّه و نسل كثير تفسير شده است در قوله تعالى :إِنَّا أَعْطَيْناكَ الْكَوْثَرَ .چرا كه آن صيغهء مبالغه است از كثرت ( فوعل ) . و مؤيّد اين معنى ، آيهاى است كه بعدا مىآيد :إِنَّ شانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ .أبتر به كسى گويند كه پس از او فرزند و نسل نباشد . و بدين نهج تفسير شيعه درست در مىآيد كه : كوثر عبارت است از ذرّيّه . و خداوند به پيغمبر ذرّيّهء كثيرى از فاطمه روزى فرمود . پس مقصود از كوثر ، ذرّيّه است . امّا دگران مىگويند : كوثر نهرى است در بهشت ، و برخى ديگر تأويل مىكنند كه مراد نبوّت است .
و ما در همين كتاب بعضى از تفسيرهاى امام صادق را مثل خوف از عدم عدالت ميان زنان ، و انفاق از رزق خدا ، و رؤيت خداوند جلّ شأنه ، و قتل نفس به خارج كردن او را از هدايت به ضلالت ، و تفسيرهائى كه ابو حنيفه را در مكانى قرار داد كه در مورد آيه :وَ ما نَقَمُوا إِلَّا أَنْ أَغْناهُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ مِنْ فَضْلِهِبگويد : لكأنّى ما قرأتها قطّ فى كتاب الله و لا سمعتها إلّا فى هذا الموقف ! « سوگند به خدا كه گويا من هرگز در كتاب خدا نخوانده بودم ، و نشنيده بودم آن را مگر در اين موقف ! » از زبان امام صادق بيان كرديم .
آرى ، تمام اين شواهد ، ادلّهاى است كه مىرساند : تفسير امام صادق صادر است از فهم دقيق به لسان عربى كه قرآن بدان فرودآمده است . و تفسير به ظاهر از كسى كه بلاغت عربى را مىفهمد ، و مجازهاى گوناگون و استعاره و ايجاز لفظى را ادراك مىكند ( كه بعضى از خصائص اعجاز بيانى در قرآن است ) راه تفكير عقل را مسدود نمىنمايد ، بلكه براى عقل مجال واسعى در اين مضمار است . و أيضا قيمت و ارزش عظيم تفسير زمخشرى معتزلى را كه حجّت در لغت است ، و حجّت در جمع ميان ظاهر و ميان وجوه رأى است ، با معانى دقيقه و اسرار بلاغت نفى نمىكند .
و از جمله كسانى كه اعجاب و شگفت علماء و مفسّرين را برانگيخته است امام