هامش
- آنها را كه از درياى عميقى در فهم قرآن و زبان عربى جوشيده است ، بهطورىكه مىتواند در ميان زمانهاى مختلف براى مردم پرده بردارد و حقائق را بدانها بنماياند ؛ آن عموماتى كه پيوسته شامل حال مردم است و آن ربط و اتّصالى كه ميان قرآن و ميان سنّت بعينه مانند اتّصال و ربط اصل با فرعش وجود دارد . و بواسطهء اين امر بود كه امام توانست قرآن را با قرآن تفسير كند - آرى قرآن در خانهء او نازل شده است - و نيز توانست كه براى حديث واحدى چند اصل در آيات متفرّقه بيابد كه به مجرّد سؤال سائلى ، به وى ارائه گردد . و اين منهجى است كه عظماى ائمّهء اهل سنّت و در طليعهء ايشان أحمد بن حنبل به پيروى و متابعت از آن حضرت برخاستهاند . و براى ما جائز نيست كه تفسيرهاى امام صادق را از اقسام تفسير به رأى و يا تفسير به مأثور و روايت بشمار آريم و يا به هر دوتاى از آنها - درحالىكه مىدانيم : اين گونه تفسيرها بر اساس تفسير عقلى ، و نقلى ، و صوفى ، و رمزى ، و قصصى . . . - و در برخى از آنها بر اساس تفسير باطنى تصنيف گرديده است .
و ابن عطيّة كه از بزرگان مفسّرين اهل سنّت است صحّت نسبت هر گونه تفسير باطنى يا رمزى را به امام صادق نفى مىكند و مىگويد :
« . . . و اين نوع گفتار بر طريقهء رموز جارى است و از جعفر بن محمّد - رضى الله عنه - صحيح نيست ، و سزاوار نيست بدان التفات نمود . » اينك ما براى تو مثالى مىآوريم - از مثالهاى كثيرى كه از حصر و شماره بيرون است - براى آنكه امام صادق در تفسير ، فقط استعمال زبان عربى و بيان مراد آيات را از متن لغت عرب و قواعد عرب معمول مىداشتهاند :
زرارة به امام صادق مىگويد : من أين علمت أنّ المسح ببعض الرّأس ؟ ! « از كجا دانستى كه در وضو فقط مقدارى از سر مسح شود كفايت مىكند ؟ ! » و امام پاسخ مىدهد : لمكان الباء فى قوله تعالى :وَ امْسَحُوا بِرُؤُسِكُمْ !« به سبب حرف باء در قول خداوند متعال :وَ امْسَحُوا بِرُؤُسِكُمْ ! »منظور حضرت آنست كه : باء براى تبعيض آمده است . و حقّا و تحقيقا امامان لغت و فقه ازاينگونه منهاج امام پيروى كرده و آن را دنبال نمودهاند .
در « مصباح المنير » در مادّهء « بعض » آمده است كه : « باء در قوله تعالى :وَ امْسَحُوا