« و شهادت مىدهم بر آنكه محمّد بندهء اوست و فرستادهء پيامآور او ، كه او را با دين ظاهر و معروف ، و با نشانهء منقول كه شريعت اوست ، و با كتاب نوشته شده كه قرآن اوست ، و با نور بلند و عالى ، و با روشنى درخشان ، و با امر آشكارا و هويدا به سوى مردم ارسال داشت ؛ به جهت آنكه شبهات را زائل كند ، و با بيّنات و ادلّهء واضحه استدلال و استشهاد نمايد ، و به آيات و علائم خوف و غضب خداوندى كه نتيجهء سوء عاقبت مردمان متمرّد است بترساند ، و با انحاء عقوبتهاى حضرت سبحان مردم را در دهشت افكند .
ارسال اين پيامبر عزيز با اين كتاب مبين ، هنگامى بود كه : مردم در فتنهها و بلاها و ابتلائاتى فرورفته بودند كه ريسمان دين و شريعت گسيخته بود ، و ستونها و پايههاى يقين متزلزل گرديده بود ، و در اصول و مرجع رويدادها و روىآوريهاى مردم اختلاف و دگرگونى پيدا شده بود ، و امر ولايت و سرپرستى دچار تشتّت و تفرّق گرديده بود ، و در تنگناى خروج كسى را توان خلاصى نبود . و در ابهام و ايهام محلّ صدور فكر و انديشه ، كورى و نابينائى و جهالت نشسته بود .
و با اين كيفيّت و وضعيّت ، هدايت و راه آن و چراغ و مشعلش ساكن و ساكت و خاموش بود ؛ و ضلالت و گمرهى و نابينائى دل و فقدان بصيرت قلب عموميّت داشته ، همهكس را در همه جا گرفته بود . خداوند رحمن و اوامر حيات بخشش متروك و مطرود ، و مخالفت مىشد . و شيطان رجيم لعين و وسوسههاى مرگبارش مورد استقبال و يارى و همراهى قرار مىگرفت . و ايمان و يقين و دين و شريعت مخذول شده ، يكى از پس ديگرى ستونهايش فرومىريخت ، و علائم و آثارش فراموش شده ، به بوتهء ناشناسائى سپرده مىشد ، و راههايش كهنه و خراب مىشد ، و طرق و سبلش دستخوش اندراس و فرسودگى مىگشت .
نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 257
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٢٥٧