و آنانند كه چون متذكّر آيات پروردگارشان شوند و آيات را بر آنها بخوانند و ارائه دهند ، كرانه و كورانه بر روى آنها نيفتند ؛ بلكه با ديده بصيرت و گوش واعى ، ديده و شنيده و قيام نموده اداى حقّ آنها را بنمايند . ( 11 ) و آنانند كه مىگويند : اى پروردگار ما ! از زنان ما ( 12 ) و از فرزندان و ذرارى ما ( 13 ) افرادى را به ما عنايت كن كه موجب ترى و تازگى چشمان ما باشند و نور چشم دهند . و ما را پيشوا و امام مردمان متّقى و پرهيزگار فرما . ( 14 ) چنان بندگانند كه در اثر صبر و شكيبائى و استقامت در راه خدا كه چنين صفات و آثارى را در خود بروز و ظهور دادهاند ، غرفهء عاليهء بهشت به عنوان مزد و پاداش ، جزاى عملشان قرار خواهد گرفت ، و از جانب پروردگار پيوسته بدانها تلقّى سلام و تحيّت خواهد شد ؛ كه در آن غرفههاى عاليهء بهشتى به طور دوام و خلود زيست نموده و مكان مكين و محلّ استقرار امين و نيكوئى برايشان خواهد بود .
اى پيغمبر ما ! به اين مردم بگو : اگر دعا و التجا و درخواست شما از خدا نبود ، خداوند به شما چه اعتنا و توجّهى داشت ؟ ! امّا شما تحقيقا تكذيب كرديد و آيات حقّ را انكار نموديد و بنابراين ، اين كيفر حتمى و عذاب ، پيوسته و متّصل و ملازم با كردارتان مىباشد ! »
[ منطق قرآن ، خلاصى از هر عبوديّتى غير از عبوديّت خداوند است ]
منطق قرآن در تربيت فردى است كه عبد الله يعنى بندهء خداوند است و نسبت عبوديّت خود را از همه بريده و به خدا پيوسته است ، و بالنّتيجه كارنامهء موفّقيّت كه رضوان حضرت احديّت و آرامش در حرم امنوامان اوست را دريافت نموده و غرفهء عاليهء الهيّه محلّ سكنى و استقرار اوست ؛ چنين فردى است كه در اين چهارده آيه شريفه ، چهارده خصلت و خصوصيّت را از لوازم حتميّهء آن مىشمرد .
يعنى قرآن مجيد مىگويد : مردمى كه بخواهند از معبوديّت نفس امّاره و