« بيدارى و نهضت آزادىخواهى و ضدّ استعمارى شمال آفريقا درست از روزى آغاز شد كه محمّد عبده - پيرو مكتب سيّد جمال الدّين اسدآبادى كه شعارش بازگشت همهء مسلمانان به قرآن بود - به شمال آفريقا آمد و همهء علماى اسلامى را گرد آورد و آنها را دعوت كرد كه : بجاى غرق شدن در علوم بيهوده و موشكافىهاى افراطى و ذهنى در جزئيات بلا فائده ، به سراغ قرآن رويد ! . . . « 1 » . . . از آن هنگام ، قرآن دو مرتبه در جامعهء مسلمين مطرح شد . در حوزههاى درسى تدريس قرآن ، و در ميان علماء مذهبى تحقيق و تفسير قرآن ، و در محافل روشنفكران و مبارزان مسائل قرآن ، و حتّى در مكتبخانههاى روستاها تعليم قرآن به صورت يك برنامهء حادّ حياتى و اصلى گسترش يافت ؛ و
هامش
( 1 ) أحمد أمين مصرى در كتاب « يوم الإسلام » ص 127 و 128 مىنويسد : « و از مهمترين اسباب ضعف مسلمين ، بخل ايشانست از فداكارى . آنها پيروزى و نصرت را بدون انفاق و گذشت مىخواهند ، و انفاق هم بر آنان گران است . آنها از پيشرفت و غلبه در برابر دشمن قاهر مأيوسند ، و از بذل مال نيز در اين راه خسّت به خرج مىدهند . و چون در بذل مال خسيساند ، در بذل جان خسيسترند .
در حديث آمده است : يوشك أن تداعى عليكم الامم كما تتداعى الأكلة على قصعتها .
« نزديك است كه امّتها براى از بين بردن شما با هم تبانى و تداعى كنند ، همانطوركه خورندگان براى از بين بردن طعام بر ظرفشان تبانى و تداعى دارند ! » گويندهاى گفت : و من قلّة نحن يومئذ ؟ « و اين در آنروز به سبب كمى افراد ماست ؟ » رسول خدا صلّى الله عليه و آله فرمود : بل أنتم يومئذ كثير و لكنّكم كغثاء السّيل ؛ و لينزعنّ الله من صدور عدوّكم المهابة منكم ، و ليقذفنّ فى قلوبكم الوهن . « بلكه شما در آنروز بسيار هستيد و ليكن مانند كثرت و بسيارى خار و خاشاك كه بر روى سيل است ؛ و خداوند ترس از شما را از سينههاى دشمنانتان برمىدارد و در دلهاى شما وهن و سستى مىافكند . » آن گوينده گفت : يا رسول الله ! و ما الوهن ؟ « اى رسول خدا ! سستى چيست ؟ ! » فرمود : حبّ الدّنيا و كراهيّة الموت . « محبّت دنيا و نگرانى از مرگ . » »