« تا به جائى كه حقّ بجاى باطل بيايد ، و امر خداوند بجاى اوامر شيطان و نفس امّاره ظهور و بروز كند ، درحالىكه كافران و مشركان و منافقان را ناخوشايند باشد . » اين آيات زنده و زندهكننده و اميددهنده و حياتبخش قرآن كريم است كه بدن استعمار كافر را مىلرزاند ، كه به جهت بهرهبردارى از دسترنج مسلمين ، و بردهگيرى دستهجمعى و دهها ميليونى و صدها ميليونى آنها ، با تمام قوا به مبارزهء با قرآن برمىخيزد و به نام آزادى فاتحهء همه چيز را مىخواند .
[ تنها راه علاج مسلمين جهان ، بازگشت به قرآن است ]
مسلمين هيچ چاره ندارند غير از آنكه به قرآن بازگشت كنند . قرائت آن را منحصر به ماه رمضان نكنند ، درس و تفسير قرآن جزو برنامههاى لازم ، بلكه از واجبترين آنها باشد . همچنانكه اهل الجزائر با رجوع به قرآن ، و درس و بحث و عمل به آن از رقّيّت و اسارت و بردگى بدتر از حيوانات كه در مدّت دويست سال ، دولت جائر و خونخوار فرانسه بر آنها تحميل كرده بود ، و زن و فرزند و مال و شخصيّت و سرمايه و كشت و زرع و معدن و صيد و بالأخره تمام هستى آنها را به باد غارت داده بود ؛ با يك پيكار مقاوم چندينساله و جهاد سنگين ميليونى و تحمّل شديدترين رنجها و مشقّات و مصائب ، در آستانهء عمل به قرآن توانستند خودشان را از چنگال مسموم خونين آنها نجات دهند .
[ نهضت ضدّ استعمارى الجزائر عليه فرانسهء طاغى ، به پيروى از قرآن بود ]
فرانسه ، مسلمين الجزائر را ملك طلق خود مىدانست ، و خاك الجزائر را جزء خاك خود بشمار مىآورد و خروج از آن را از محالات مىشمرد ، و دول همقطار نيز از او حمايت مىكردند و به نالهء دلسوز و آه جانگداز قربانيان آن كسى گوش نمىداد . قرآن را سوخته ، محراب را خراب كرده ، و ايمان را بر سر مردم الجزائر فرودآورده بود . امّا اين مردم مبارز و حقجو ، با جهاد مداوم طبق آيات قرآن چنان خود را رها نمودند كه موجب عبرت و سرمشق ديگران شد .
يك نفر از معاصرين مطّلع مىنويسد :