تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 503

مساهمون:

ص٥٠٣
« عقل چيزى است كه با آن خداوند رحمن پرستيده مىشود ، و بواسطهء آن مىتوان بهشت را بدست آورد . » در اين صورت هر دو قاعده و هر دو ملازمه صحيح است . زيرا هيچ حكم عقلى فطرى نيست مگر آنكه بر طبق آن حكمى است شرعى ؛ و بالعكس . و اينست معناى دين اسلام كه دين فطرت است ؛
فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها
. « 1 »

[ تنبيه چهارم : أحكام اضطراريّه همانند غير آنها فطرى هستند ]

تنبيه چهارم : در بعضى از موارد ديده مىشود كه روى يك موضوع و يا متعلّق ، دو حكم مختلف مثل وجوب و حرمت است ، مثلا در موارد اضطرار ، حرام حلال مىشود : ما من شىء حرّمه الله إلّا و قد أحلّه عند الاضطرار إليه . « 2 »
هامش
- روايت را فيض در « وافى » ج 1 ، ص 79 ، از « كافى » كلينى روايت كرده است . ( 1 ) - صدر آيه 20 ، از سورهء 30 : الرّوم ( 2 ) - اين روايت را شيخ طوسى در كتاب « تهذيب الأحكام » از حسين بن سعيد ، از حسن بن زرعة ، از سماعة روايت كرده است كه قال : سألته عن الرّجل يكون فى عينه الماء . - إلى قوله : فقال : و ليس شىء ممّا حرّم الله إلّا و قد أحلّه لمن اضطرّ إليه ( تفسير « نور الثّقلين » ج 1 ، ص 130 ؛ عبد علىّ بن جمعهء عروسى حويزى ) . « سماعه مىگويد : من از حضرت از مردى سؤال كردم كه در چشمش آب بود . - تا مىرسد به اينجا كه مىگويد : حضرت فرمود : هيچ‌چيزى نيست از آنچه را كه خداوند حرام نموده است مگر اينكه آن را براى كسى كه بدان ضرورت پيدا كرده است ، حلال نموده است . » و نيز عبد علىّ بن جمعه از « من لا يحضره الفقيه » روايت كرده است كه : من اضطرّ إلى الميتة و الدّم و لحم الخنزير فلم يأكل شيئا من ذلك حتّى يموت فهو كافر . « كسى كه به خوردن مردار و خون و گوشت خوك اضطرار پيدا كند ، و ليكن خوددارى كند و هيچ نخورد تا بميرد ، كافر است . » و نيز اين روايت را از « فقيه » ملّا محسن فيض كاشانى در « تفسير صافى » طبع وزيرى ، ج 1 ، ص 159 آورده است . بايد دانست كه اين روايات را در اين تفاسير
نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 503 | السيد محمد حسين الطهراني